مقاله راهکار هایی جهت تثبیت نقش تربیتی معلمان

پیامبر اکرم(ص): «ان ا… و ملائکته یصلون علی معلم الناس الخیر»
«خداوند و فرشتگانش بر معلمی که به مردم خوبی می آموزد، درود می فرستند». (میزان الحکمه – ح ۲۸۵۹)
پایه و اساس یک جامعه به تعلیم و تربیت افراد آن جامعه بستگی دارد و معلم بعد از والدین مهمترین نقش را در تعلیم و تربیت نونهالان یک اجتماع ایفا می کند.
اولین اجتماعی که کودکان پس از خانواده وارد آن می شوند مدرسه و محیط کلاس می باشد و مهمترین دوره شکل گیری شخصیت کودک دوره ابتدایی است و مدرسه به نوبه خود مرکز مهمی است که در آن افکار و عقاید کودک شکل می گیرد. در مدرسه کودک درسهایی درباره زندگی و همچنین ریشه و اساس عادات و رفتار خوب و بد را می آموزد و در مسیر زندگی او تأثیر می گذارد. بنابراین به طور کلی می توان گفت که خانواده و مدرسه هر دو مسؤول پیشرفتها، موفقیتها، سربلندیها و همچنین بدبختیها، ناسازگاریها و سرشکستگیهای کودک هستند.
بنابراین خانواده و مدرسه باید مسؤولیتهایی را که برعهده آنهاست به نحو احسن و مطلوب انجام دهند.تربیت در لغت به معنی «پروردن، پروراندن، آداب و اخلاق را به کسی آموختن و نیز پرورش بدن به وسیله انواع ورزش» است.
از دیدگاه اسلام تربیت عبارت است از:
«به فعلیت رساندن قوای انسان، استعدادهای او و ایجاد تعادل و هماهنگی در آنها جهت رسیدن به کمال مطلوب او، یعنی قرب به خدا. به عبارت دیگر تربیت متخلق شدن به اخلاق الهی و مؤدب شدن به آداب ا… است.»
انسان دارای یک فطرت اولیه است که همان استعدادهای عالی انسان است. هنگامی که تربیت با فطرت هماهنگ باشد باعث رشد انسان می شود، اما وقتی تربیت فطری نباشد به جای رشد دادن استعدادهای عالی و فطری، غرایز، امیال و شهوات انسانی را مورد توجه قرار می دهد. از این رو وظیفه ماست که کودکان را براساس فطرت آنها پرورش دهیم.
با توجه به اینکه در جامعه ای که ما زندگی می کنیم، می خواهیم چگونه افرادی تربیت کنیم، یعنی شناسایی

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
دوشنبه 31 تیر 1398  12:05 ب.ظ

مقاله راهکارهای جذب دانش آموز

تعلیم و تربیت موضوعی است که از دیرباز توجه بشر به آن معطوف بوده است. آشکار است که دانش آموزان بدون انگیزه لازم بهره ای از آموزش نمی برند این مسئله را می توان هم در محیط های آموزشی و هم با توجه به تحقیقات مشاهده کرد. پس علت این که در برنامه های تربیت معلم و دانشگاه ها کمتر به این موضوع مهم پرداخته می شود، چیست و چرا این توجه اندک نیز اغلب در محدوده تحقیقات باقی می ماند آیا می توان فرض کرد که معلمان نتایج چنین تحقیقاتی را به واقع در فعالیت های آموزشی خویش به کار می گیرند
علت تألیف کتاب هایی در این زمینه این است که نقصانی که در این باره به طور کلی دیده است برطرف گردد. اگر بتوانیم دانسته های خویش را درباره انگیزش با روش های علمی معلمان هماهنگ سازیم به اهداف خود نائل شده ایم. در این صورت است که معلمان خواهند توانست از این داده ها بهره لازم و کافی ببرند. نظر ما در اینجا بر دو مفهوم استوار است، کفایت شخصی یا کارآمد بودن و کنترل شخصی یا خودمختاری. با این دو اصل در حوزه انگیزش انسان مواجهیم و پرسش مطرح این است که آیا کلاس درس را باید با کدام روش اداره کرد معلم محوری یا دانش آموز محوری و یا تلفیقی از این دو. در کلاسی که با روش معلم محوری اداره می شود بیشتر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان توجه می شود و در روش دانش آموز محوری توجه غالب بر استقلال دانش آموزان (خودمختاری) است بنابراین روش صحیح تلفیقی از این دو مقوله است. روانشناسان و پژوهشگران درباره انگیزش انسان به دو نوع انگیزش بیرونی و درونی اشاره می کنند. انگیزش بیرونی با هدف کسب پاداش و اجتناب از تنبیه همراه است ولی انگیزش درونی با تمایل درونی برای انجام موفقیت آمیز یک تکلیف همراه است. به طور مثال کسی که درباره خود از احساس کفایت و خودمختاری برخوردار است، انگیزش درونی دارد. بنابراین در محیط های آموزشی معلمان باید سعی کنند این دو مورد را در دانش آموزان تقویت کنند.
بنابراین اصل اول بر این است که محیطی در کلاس ایجاد شود که قابل پیش بینی باشد، دانش آموز باید بداند که طرح های معلم برای آینده چیست تا بتواند به خوبی بر دشواری ها پیروز شود. اصل دوم عبارت است از برقراری توازن میان فعالیت های آسان و دشوار. دانش آموزان باید با کارهای آسان توانایی های جدیدی را کسب کنند و اصل سوم عبارت است از تأمین حمایت آموزشی لازم برای دانش آموزان. معلم نباید تنها گوینده در کلاس درس باشد بلکه با سرمشق دهی، خرد کردن هدف تقسیم کار می تواند به نتایج مطلوب برسد. ضمن آن که دانش آموزان را نباید با یکدیگر مقایسه کرد بلکه عملکرد آنها را باید با معیارهای موفقیت مقایسه کرد. معلم کسی است که فقط از عقل استفاده نمی کند چون فهمیده است که عقل به تنهایی قادر به تحلیل همه امور نیست، بنابراین خمیرمایه عشق را در کالبد عقل قرار می دهد و ترکیبی به نام خرد را از درهم آمیزی عقل و عشق به وجود می آورد؛ ترکیبی که شعر و شعور و پردازش است. بنابراین به همین علت است که وقتی اهل هنر به سخن هنرمند گوش می دهند بوی عشق را در کلام او به خوبی احساس می کنند.
ایجاد روابط مثبت با دانش آموز
معلم واقعی کسی است که می تواند راهی به سوی دل ها بگشاید و علم را با ایمان و عقل را با دل پیوند زند، از این رو راز موفقیت معلمان را نخست باید در جذب دانش آموزان دانست یعنی این که معلم بتواند اعتقاد و علاقه درونی آنها را به وجود آورد و رابطه روحی و معنوی با آنها برقرار کند تا آنجا که حتی نگاه ها و اشاره ها و حالت های معلم نیز در آنها تأثیر عمیقی بگذارد و در تربیت شخصیت آنان منشأ اثر شود.
عوامل جذب دانش آموزان هم عبارتند از: مقبولیت، محبوبیت و موفقیت. راه گشایش کلاس را باید در مقبولیت معلم دانست. اگر شاگرد معلم را پذیرفت امکان تعلیم و تربیت خواهد بود. علاوه بر مقبولیت، شخصیت معلم باید دوست داشتنی و دلنشین باشد و از نظر دانش آموزان محبوب. علاوه بر این دو شرط باید معلم با قوانین حاکم بر روح فراگیران خود آشنا باشد تا توانایی همدلی و همزبانی با آنها را پیدا کند و نیز با تکنیک های آموزشی و تربیتی آشنا باشد و بتواند با استفاده از روش های صحیح آنان را به مقصد مورد نظر راهنمایی کند.
یکی از اهداف کار معلم باید برقرار کردن رابطه مطلوب و دوستانه و حمایت کننده با دانش آموزان باشد. برخلاف برخی از معلمان که می گویند نباید در روزهای اول به روی بچه ها خندید زیرا عقیده دارند که احترام باید از روی ترس باشد اما نظریه پردازان می گویند در روزهای اول به دانش آموزان نشان دهید که به آنها علاقه دارید و آنها می توانند به شما اعتماد کنند. البته معلمان فکور آموزش را با شناخت دانش آموز آغاز می کنند؛ انعطاف پذیرند و قادرند نقاط قوت و ضعف فراگیران را خود تشخیص دهند.
تشویق ابزار معجزه آسا
یکی از تمایلات درونی انسان این است که میل دارد دیگران در قبال کارهای نیک او را تأیید کنند و مورد تشویق قرار دهند، کسی نیست که نیازمند تحسین و تأیید دیگران نباشد. البته با وجود داشتن منشأ روانی این میل، انسان می تواند با قدرت دادن به خود و استوار نمودن شخصیت خویش، خود را از تشویق بی نیاز کند. در همین باره روان شناسان ثابت کردند که چند دانش آموز در شرایط یکسان وقتی موفق ترند که مورد تشویق قرار گیرند.
البته باید سعی شود فراگیر به تشویق عادت نکند و تشویق انگیزه کار نیک نباشد بلکه پاداش کار نیک باشد، چرا که در این صورت با از بین رفتن انگیزه، کار نیک هم تعطیل می شود. تشویق نباید هدف باشد بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف باشد. تشویق باید به موقع انجام شود زیرا تأخیر در آن اثرات نامطلوب دارد. علت تشویق نیز باید مشخص شود، تشویق از همه کودکان هم به نحوی انجام شود، اما زیاده روی نباشد که به

 

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

مقاله راهکار هایی جهت پرورش روحیه پژوهشگری در دانش آموزان

یكی از شیوه هایی كه در این مسیر مورد تأكید قرار می گیرد، یادگیری پژوهش محور است.به مناسبت هفته پژوهش، (۱۹ تا ۲۵ آذر)، مقاله ای را منتشر می كنیم كه از طریق روابط عمومی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و پژوهشكده برنامه ریزی درسی و نوآوری های آموزشی در اختیارمان قرار گرفته است.از زمانی كه آموزش در جوامع بشری رواج یافته، پرورش توانمندی های شناختی عالی همانند فهم و درك، استدلال، تفكر، خلاقیت، حل مسئله و قضاوت مورد تأكید بوده است. اما با توسعه دانش و معلومات بشر و تولید اطلاعات فزاینده در طی چند قرن اخیر پس از رنسانس و سپس شكل گیری مدارس و دانشگاهها، به تدریج برای مدتی نقش به خاطرسپاری دانش مورد تأكید واقع شد و پرورش قوای شناختی عالی قدری كمر نگ گردید ولی هیچگاه پرورش و اهمیت آن انكار نگردید.
اما در چند دهه اخیر، نظام های آموزش و پرورش كشورها تلاش های زیادی را در راستای ارتقای توانایی های شناختی عالی بویژه خلاقیت، حل مسئله و تفكر انتقادی مبذول كرده اند؛ به طوری كه پارنز و برانلی (۱۹۹۴) چاپ حدود ۱۲۵۰ كتاب درباره حل مسئله، خلاقیت و تفكر انتقادی را فقط در طول ۱۸ ماه گزارش نموده اند. زیرا نسبی و متغیر بودن دانش همراه با حجم بسیار زیاد و روزافزون آن، این باور و ضرورت را به وجود آورده است كه اگر هدف تعلیم و تربیت كمك به اكتساب و به خاطر سپاری دانش باشد، متعلمین علاوه بر احساس واماندگی و سردرگمی در برابر هجوم اطلاعات بی انتها، نمی توانند در توسعه دانش و پیشبرد فرآیند پویای شناخت و نوآوری ایفای نقش كنند. بر این اساس، اكنون تمام متخصصان و دست اندركاران آموزش و پرورش بر این باورند كه پرورش نسل آفریننده و خلاق باید هدف اصلی آموزش و پرورش باشد و برای دستیابی به این هدف دستكاری و اصلاح مهمترین عناصر برنامه های آموزشی یعنی محتوای مورد آموزش، روش تدریس، روش ارزشیابی و فضای روانی _ اجتماعی و فیزیكی آموزشگاه از اهمیت بنیادی برخوردار است (الوین و چامدز، ۱۹۹۷). در بین این عناصر، بی تردید باید اذعان داشت كه شیوه تدریس معلم، معمار سازمان شناختی و شیوه ارزشیابی او جهت دهنده انرژی ذهنی، هدایت كننده انگیزش و فعالیت های آموزشی دانش آموز است. بدین لحاظ اصلاحات و نوآوری در شیوه تدریس معلم از دغدغه های مهم اندیشه ورزان و پژوهشگران چند دهه اخیر آموزش و پرورش بوده است. برآیند این جریان، نقش تدریس به شیوه حل مسئله را در پرورش سازمان شناختی خلاق و آفریننده دانش آموزان مورد تأكید مكرر قرار داده است.در تاریخ تعلیم و تربیت نوین، تأكید بر پرورش سازمان شناختی خلاق و جستجوگر از طریق تدریس به شیوه حل مسئله را می توان در اندیشه های فلسفی ویلیام جیمز (۱۸۹۰) و جان دیویی (۱۹۳۸) ردیابی كرد. پس از دیویی، این تفكر توسط اصلاح گرانی همچون مونته سوری، كیلپاتریك، هاچین، پیاژه، برونر و شوآب به اشكال مختلف بر برنامه های درسی و روش های تدریس و ارزشیابی اثر گذاشته است. این ایده ها و گرایش ها به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم با طراحی برنامه های درسی ای همانند برنامه های درسی كودك _ محور، مسأله _ محور، تجربه _ محور، فرآیند _ محور و نظایر آن ظاهر گردید (كرامول، ۱۹۹۳).
دیویی به عنوان پیشگام ترین حامی این ایده، چگونه آموختن را برآنچه آموخته می شود، مورد تأكید قرار می داد و اساس تفكر خوب را به توانایی فرد در حل مسائل وابسته می دانست. از نظر او، هسته اصلی فرآیند تدریس، ترتیب دادن محیطی است كه در آن دانش آموزان بتوانند با یكدیگر تعامل كنند و در چهارچوب تدریس معلم و توقعات او، نحوه یادگیری و حل مسائل را بیاموزند (دیویی، ۱۹۳۸ به نقل از شریعتمداری ۱۳۷۳).
انجمن تعلیم و تربیت پیشرو در سال ۱۹۱۹ براساس دیدگاه دیویی، اصول خود را پی ریزی كرد. این اصول در

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 30 تیر 1398  12:05 ب.ظ

مقاله مديريت كلاس و انضباط

در بخش نخست این فصل  بر راه کارهای پیشگیرانه و مدیریت تاکید شده است بر راه کارهای اصلاحی، به این امید که با توجه درست به جنبه های کنش متقابل معلم- شاگرد که حاصل آن علاقه ، صمیمیت و احترام و بها دادن است رفتارهای شدیدا اخلال آور  کم و نیاز به اقدام اصلاحی نادر خواهد شد. در نتیجه، برای معلم وقت و انرژی بیشتری می ماند که بر مسائل بزرگتر ولی گاهی کمتر توجه برانگیز سازگاری اجتماعی ، خویشتنداری و رشد اخلاقی تمرکز کنند.

مقررات و معیارهای کلاس ممکن است اساسا برای تضمین نظم لازم برای تدریس و یادگیری باشد، ولی آثار دیگری نیز دارند . تحصیل چیزی بیش از آماده شدن برای زندگی آینده است ؛ آن بخشی مهم از زندگی کودک است. و شاید جای خوشبختی است که از بسیاری جهات مدرسه آینه جامعه بزرگتر است. کیفر تخطی از مقررات مدرسه شاید به سختی کیفر تجاوز به قوانین جامعه نباشد ، ولی پاداش اطلاعات از آنها کمتر نیست . و گر چه ممکن است به شدت اعتراض کنیم مدارس نباید تسلیم بودن را آموزش دهند، مع الوصف باید اذعان کنیم که اگر نبود که بیشتر ما آموخته ایم که در راستای دستورات اجتماعی ، حقوقی و اخلاقی زندگی کنیم ، که آموخته ایم بیشتر تعارضات خود را بدون توسل به چاقو ،تفنگ و مشت حل کنیم و روی هم رفته به شیوه ای اخلاقی رفتارمی کنیم ، در جامعه ای آشفته تر از آنچه گاهی به نظر می آید زندگی می کردیم.

بسیار بی پایه و غیر مسئولانه است که مدارس تصور کنند فراگیری معیارهای اخلاقی بالا ، درونی شدن ارزشها و فراگیری اصول و آرمانها به خودی خود در نتیجه تجربه های زندگی کودکان حاصل می شود ، که برای پرورش آنها هیچ اقدام حساب شده ای نمی توان و نباید کرد . در واقع ، شاید اگر معلمان خردمند و حساسی که به طور ضمنی و خود به خود به موفقیت زیادی دست می یابند ، به طور منظم و حساب شده رشد منش را در دانش آموزان مورد توجه قرار می دادند به دستاورد های باز هم بزرگتری نایل می شدند . منش که اصطلاحی چند جنبه ای برای ارزش ها ، توان اخلاقی ، اصول و محاسن و فضایل است در علوم اجتماعی امروز تعریف ناقصی شده است و چندان توجهی به آن نمی شود . از این روست که این علوم حرف و توصيه زیادی برای معلمانی که ممکن است دغدغه ای بیش از مدیریت کلاس و فرایند تدریس یا یادگیری محتوای برنامه درسی داشته باشند ندارند.

 

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

مقاله راهکار های مدیریت رفتار با دانش آموز در کلاس

اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با دانش آموزان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و دانش آموزانتان بر قرار می کندبدون این پیوند ، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود .
با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان را با دانش آموزان تقویت کنید:
• وقتی دانش آموزان وارد کلاس می شوند با آنها احوالپرسی کنید.
• برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه کنید.
• به نظر هایشان با دقت گوش بدهید.
• به آنها مسئولیت بدهید.
• حتی موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام بگذارید.
• و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر میکنید سزاوارید دانش آموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید»..
«موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت ، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ مهارت ، ایده ،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». ( پروفسور اریک جنسن)
معلمان کارآمد:
معلمانی که می توانند به خوبی بر رفتار دانش آموزان مدیریت کنند همگی این خصوصیات را دارند:
• از مهارتها و ابزارهای گسترده ای استفاده می کنند.
• افکار واقع گرانه دارند .
• بر احساسات خود مسلطند .احساسات متعادل داشتن به معنی بی تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن وبا انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات معلمی است. اما نباید در ابراز آنها زیاده روی کنید.

زیاده روی در هر احساسی روی توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد
تنبیه:
مهمترین نکته ای که باید یاد آور شد این است که تنبیه موجب تغییر رفتار نمی شود.
• تنبیه موثر شما فقط مدت زمان محدودی وقوع رفتار نامناسب را به تعویق میاندازد.
• شدت تنبیه نیست که انجام رفتار نامناسب را محدود می کند بلکه قطعیت آن است. یعنی دانش آموز مطمئن باشد که شما قطعا او را تنبیه می کنید.
• تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید استفاده شوند. مثال
۱٫ اخطار دادن به دانش آموز
۲٫ تغییر دادن جای او
۳٫ نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت ۵ دقیقه
۴٫ اطلاع دادن به والدین
۵٫ اخراج از کلاس
۶٫ و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه دانش آموز متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل خودش بوده است.))
پاداش:
مهمترین نکته ای که باید یادآور شد این است که پاداش موجب تغییر رفتار می شود.
• موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن ، تشکر کردن ، آرزوی موفقیت کردن
• وقتی جایزه می دهید هرگز نباید آن را پس بگیرید اگر پس از دریافت جایزه رفتار نادرستی از دانش آموز سر زد باید از تنبیه مناسب آن رفتار استفاده کنید.
• پاداش باید عادلانه باشد.
جای دانش آموزان در کلاس:
• همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای دانش آموزان در کلاس داشته باشید.
• وقتی دانش آموزان قبول کنند که طبق برنامه شما سر کلاس بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار کلاس را شما تعیین می کنید.
• دانش آموزان مشکل ساز را در همه کلاس پخش نکنید .
• اگر بخواهید دانش آموزان را به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند.
• هر چند وقت یک بار برنامه نشستن آنها را تغییر دهید.
• دقت کنید دانش آموزانی که قدرت تمرکز کمتری دارند نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور باشند.
جای معلم در کلاس:
جای شما در کلاس می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد.
• هنگام تدریس تمام مدت جلو کلاس نباشید. اگر مدام جلو کلاس بایستید سایر نقاط کلاس به منطقه تحت کنترل دانش آموزان تبدیل می شود.
• در تمام کلاس حرکت کنید تا نظارت خود را بر تمام قسمتهای کلاس اعمال کنید.
• وقتی در جلو کلاس قرار می گیرید در یکی از گوشه های کلاس بایستید.
• وقتی می خواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح کنید برای صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید.
• و دست آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند».
شروع و پایان خوبی داشته باشید:

نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد رااز قبل مشحص می کنید.
• وقتی وارد کلاس می شوید با لبخند به دانش آموزان سلام کنید فعالیتهای آن روز کلاستان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب دانش آموزان بتوانند آن را انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید.
• در آخر درس چنانچه کلاس مطلوبی داشته اید به دانش آموزان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید
• و دست آخر اینکه:«وقتی دانش آموزان از کلاس بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند ، و خدا حافظ هم بی تاثیر نیست».
فضایی از رفتار خوب و پسندیده ایجاد کنید:
• رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد .
• با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانش آموزان توقع دارید به نمایش بگذارید .
• با ملایمت رفتار دانش آموزانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید .
• و دست آخر اینکه : «اگر مجبورید صحبتتان را با دانش آموزی قطع کنید تا رفتار نامناسب دانش آموز دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید».
سرمایه گذاری کنید تا سود ببرید:
یکی از اصول اولیه روابط انسانی می گوید :همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را بدهید.
• اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند گذاشت.
• اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است.
• اگر بپذیریم که دانش آموزان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با آنها برقرار کنید بیشتر می شود.
• اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه دانش آموزان مطابق انتظارات شما رفتار کنند بسیار بیشتر می شود.
• و دست آخر اینکه : اگر وقتی حضور و غیاب میکنید با لبخند و یک صبح بخیر دوستانه ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگویید احتمال اینکه به جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود.
اصول مدیریت رفتار با دانش آموز
۱٫ برای بروز رفتارهای خوب برنامه ریزی کنید
برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که دانش آموزان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند دو عامل مهم پیشگیری و کاهش رفتار نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.

به جای اینکه روی اشتباه دانش آموز تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.

۲٫ رفتار و رفتار کننده را از هم جدا کنید
هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته را برای دانش آموز روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که دانش آموز می کند با شخصیت او یکی نیست و اگر به او بر چسب
دانش آموز بد بزنیم اغلب باعث میشود که او از خودش تصویر ذهنی ضعیفی بسازد

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

مقاله چالش ها و موانع آموزش زبان عربي در مدارس ايران

عنصر معلم و روش هاي تدريس و روش هاي ارزشيابي

اگر منصفانه قضاوت كنيم پس از نقد كتاب و محتواي آموزشي آن معلم و روش ها و فنون تدريس او از عوامل بسيار مهم در ايجاد علاقه و جاذبه براي آموزش درس خواهد بود.

معلم موفق در آموزش عربي در مقاطع راهنمايي و دبيرستان و پيش‌دانشگاهي تنها كسي نيست كه در عرضه مطالب تخصصي برتر باشد و ريز و درشت مسائل صرف و نحو را براي فراگيران خود بيان كند بلكه معلمي در آموزش اين زبان توفيق بيشتر دارد كه:

۱- به حرفه معلمي و زبان عربي علاقه‌مند باشد و اعتقاد راسخ داشته باشد به اينكه كار و تلاش او نهايتاً منجر خواهد شد به درك و فهم متون ديني از جانب دانش‌آموز يعني روحيه معلم عربي بايد يك روحيه مثبت ديني و اخلاقي باشد و رفتار و منش او دانش‌آموزان را نسبت به زبان عربي علاقه‌مند و خوش‌بين نمايد.

۲- از الگوها و شيوه‌هاي مختلف تدريس آگاهي داشته و بتواند از هر روش در جاي خود بهره گيرد.

۳- قواعد صرف و نحو را به زبان ساده و با مثالهاي جذاب و پرمعني بيان كند و با انتخاب شاهد مثالهاي قرآني و احاديث به فراگيران خود هم درس معاد دهد هم درس معاش. مثلاً چه زيبا است استفاده از اين قبيل مثال ها:

مثال براي خبر مقدم: لهم قلوبٌ لا يفقهون بها و لهم اَعينٌ لا يُبصرونَ بها و لهم آذانٌ لايسمعون بها اولئك كالانعام بل هم اَضَلُ اولئكَ هم الغافلونَ. = اعراف/ ۱۷۹

مثال براي خبر مفرد: الفكرُ نصف العبادة. = پيامبر (ص)

اعقلُ الناسِ انظرُهم في‌العواقب. = حضرت علي (ع)

مثال براي فعل معلوم و مجهول: هو يُطْعِمُ ولا يُطْعَمُ. = المائده/ ۱۴

مثال براي اعراب تقديري: الدنيا مزرعه الآخره = امام علي (ع)

مثال براي اعراب تقديري: قل هل يستوي الاعمي والبصيرُ اَفلا تتفكَّرونَ. = الانعام/ ۵۰

مثال براي ضمير عائد محذوف: يَعْلَمُ سِرَّكم وجَهْرَكم وَيَعْلَمُ ما تكسبون. = الانعام/ ۳

مثال براي مؤنت آوردن فعل و… براي جمع غيرانسان: لا تُدْركُه الابصارُ وهو يُدْركَ الابصارَ. = الانعام/ ۱۰۳

۴- به اصول تدوين كتاب و ساختمان قواعد و متون آن و هدفهاي رفتاري هر درس واقف باشد.

۵- معلم خوب هيچ گاه خود را از مطالعه بي‌نياز نمي‌بيند و هميشه در جلسات تخصصي گروههاي آموزشي و در همايشهاي تخصصي و در كلاسهاي توجيهي ضمن خدمت شركت مي‌كند. از كتابهاي بسيار مفيد و پرمحتواي راهنماي تدريس معلم استفاده مي‌كند.

۶- پس از پوشش‌دهي همه مطالب درسي ارزشيابي تشخيصي مناسب را به عمل بياورد.

۷- معلم عربي بايد از بين دبيران متخصص اين زبان انتخاب شود چون يكي از عوامل عدم توفيق در آموزش زبان عربي در كشور ما استفاده از دبيران غيرمتخصص است كه در سالهاي گذشته به علت نياز مقطعي از اين دبيران استفاده شده است.

با مطالعه و دقت در مطالب گفته شده پيرامون تدوين كتاب درسي و معلم و عوامل بي‌علاقه‌ بودن دانش‌آموزان نسبت به درس عربي و دشوار پنداشتن فراگيري اين درس بيان شد كه مي‌توان چكيده اين عوامل را به شرح زير نام برد:

۱- مشكلان و ضعفهاي كتب درسي

۲- مشكلات نيروي انساني

۳- كمبود وسايل كمك آموزشي

۴- مشكل محتواي كتب درسي با زمانبندي تدريس

۵- مشكل ايجاد انگيزه در فراگيران درس عربي

راهكارهاي ايجاد علاقه و انگيزه در دانش‌آموزان نسبت به درس عربي

به علت ضيق وقت هنگام ارائه مقاله در همايش اين بخش از مطالب را بيشتر به صورت فهرست‌وار بيان مي‌كنم:

۱- بيان ارتباط نزديك در زبان عربي و فارسي و تأثير و تأثر متقابل اين دو زبان از يكديگر با داشتن حروف هجاء و خط واحد و سوابق فرهنگي و انگيزه‌هاي مذهبي واحد. به عبارتي ديگر بيان انگيزه‌هاي ملي و ديني

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

تحقیق نقش زنان روستايي در اقتصاد روستا

فصل اول

نقش و حيطه كارزنان

در فعاليتهاي غير زراعي

نقش و حيطه كارزنان در فعاليتهاي غير زراعي:

اقتصاد روستا، فعاليتهايي را در بر مي گيرد كه هر يك بر حسب گستردگي و وسعتي كه دارد در ارتقاء درآمد روستائيان مؤثر مي باشد. از اين رو بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه هر قدر امكان بهره گيري از منابع درآمد براي روستائيان متنوع تر و فراوانتر باشد سطح درآمد و رفاه آن جامعه بالاتر بوده است براي مثال روستاهاي منطقه تالش به لحاظ برخورداري از امكان كشت محصولات متنوع (برنج، مركبات، تنباكو) از درآمد نسبتاً بهتري برخوردار مي باشند. يا مناطق ساحلي به لحاظ همجواري با دريا قادرند از طريق فعاليتهاي توريستي يا ماهيگيري درآمد حاصل از كشاورزي خود را تكميل نمايند. در عين حال عمده ترين فعاليتهاي جانبي روستائيان كه معمولاً در كنار زراعت صورت مي گيرد به شرح زير مي باشد:

دامداري و پرورش طيور

دامداري و نگهداري از حيوانات بزرگ جثه در منطقه بسيار محدود بوده و تنها گاوداري در قسمت جلگه اي رواج دارد. در مناطق روستايي مورد مطالعه گاوداري عمدتاً به شكل سنتي و در جوار ساير اشتغالات كشاورزي صورت مي گيرد. البته با رواج زندگي شهري و خصوصاً گسترش جاده هاي مواصلاتي كه براي گاوهايي كه در سطح روستا زندگي مي كردند خطرآفرين مي باشد. از تعداد گاوهاي منطقه كاسته شده است. گاوداري در بين خانواده هاي نمونه نسبتاً رواج چنداني ندارد و اكثراً تنها به داشتن يك يا دو گاو اكتفا مي نمايند كه اين گاوها تنها قادرند لبنيات خانواده را تأمين نمايند و  محصولي براي عرصه به بازار از آنها بدست مي آيد. در گاوداري به شكل سنتي معمولاً زن و مرد توأمان همكاري دارند ليكن برحسب نوع و وظايف سهم هر يك از آنها متغير مي باشد.

جدول (۵-۱) سهم زنان و مردان را در گاوداري بشكل سنتي و پرورش ماكيان نشان ميدهد

سهم مردان و زنان از پرورش دام «گاو» و طيور به تفكيك فصول

نيروي كار فصول تعليف دام  نگهداري در آغل دوشيدن شير علف چيني پرورش طيور
زن بهار     ۱۰۰   ۱۰۰
  تابستان     ۱۰۰   ۱۰۰
  پاييز   ۱۰ ۱۰۰   ۱۰۰
  زمستان   ۲۰ ۱۰۰   ۱۰۰
  بهار ۱۰۰     ۱۰۰  
  تابستان ۱۰۰     ۱۰۰  
  پاييز   ۹۰   ۱۰۰  
  زمستان       ۱۰۰  
      ۸۰      

هر يك از مراحل دامداري ۱۰۰% در نظر گرفته شده كه بطور نسبي سهم زنان و مردان نسبت به اين ارقام محاسبه شده است.

همانطور كه از جدول مستفاد مي گردد اوج حجم كار مردان عمدتاً در فصول بهار و تابستان كه امر علف چيني تعليف دام مي پردازند مي باشد و در فصل پاييز كه فصل بيكاري زراعي است نگهداري حيوان در آغل را نيز بر عهده دارند اين در حاليست كه در فصل زمستان كه به آماده كردن زمين زراعي مبادرت مي ورزند بخشي از اين وظايف را به زنان محول مي كنند، ليكن دوشيدن از وظايف مختص زنان است كه در چهار فصل برحسب شيردهي جوان قابل انجام است.

از سوي ديگر همانطور كه در جدول ملاحظه مي گردد، پرورش طيور از وظايف خاص زنان مي باشد كه عمدتاً جهت تأمين تخم مرغ و گوشت سفيد خانوار بدان اقدام مي ورزند و بعضاً به فروش محصولات حاصل از آن نيز مي پردازند. جالب توجه است كه اصلي ترين گوشت مصرفي خانوار گوشت سفيد بوده و تخم مرغ از اقلام مهم تأمين كننده پروتئين خانواده مي باشد.

در سال ۱۳۷۵ تعداد گاو و گاوميش موجود شهرستان ۱۱۲۸۴۴ رأس گزارش شده است.  آمار دريافتي كشتار دام، از ۳۰۴۶۶ رأس گاو و گاوميش كشتار شده شهرستان در سال ۱۳۷۵ مقدار ۳۳۵۳ تن گوشت قرمز و ۶۴۹ تن پوست توليد شده است. مقدار شير توليد شده از گاو و گاوميش هاي موجود شهرستان اين سال برابر ۲/۱۱۹۳۲ تن گزارش شده است. شهرستان تالش در سال ۱۳۷۵ داراي ۴۶۷۸۲۱ رأس گوسفند و بز بوده است كه با كشتار ۱۷۰۵۴۷ رأس از آن، مقدار ۲۵۵۵ تن گوشت قرمز و ۸/۱۷۰ تن پوست توليد شده است.(۱)

منطقه تالش از دوران هاي اوليه سكونت اقوام و متأخرين داراي نظام عشيره اي و پدرسالاري بوده و به نظر مي رسد كه دام داري قبل از رواج كشاورزي با توجه به استعدادهاي اقليمي و معيشت هاي خدادادي در تالش رواج داشته و مردم ابتدا دام دار بوده و بعداً به تدريج به كشاورزي روي آورده اند.

دختران خردسال به جاي حضور در كلاس درس به مراقبت از بزها و گوسفندان هستند اكنون خواندن و نوشتن و بازي كردن محروم هستند فردا محروميتهاي ديگري در انتظار آنهاست. بعلت شرايط توپوگرافي شهرستان تالش و وجود ارتفاعات كه پوشيده از مراتع طبيعي مرغوب است بنابراين عده اي به زندگي كوچ نشيني روي آورده اند. وضعيت اصلي و غالب آنها پرورش دام از نوع گوسفند و بز مي باشد.

زنان در جامعه كوچ نشين علاوه بر ايفاي وظيفه همسر ومادري نقش مهمي را نيز در اقتصاد خانواده دارند گذشته از چارچوب قانوني جايگاه زن در خانواده و جامعه بعلت نقش توليدي زنان در جامعه كوچ نشين كه دوشادوش مردان چرخ زندگي را در عرصه خانواده و ميدان اجتماع به حركت در مي آورند. زن در رتبه باارزشي در ميان خانواده قرار دارد. وي بعنوان يار و ياور مرد، در امور خانه از پخت و پز تا تهيه پنيز و ماست و كره و صنايع دستي، هيزم شكستن تا رسيدگي به دام ها همچنين امور فرزندان نقش عاطفي ويژه اي را نيز در خانواده ايفا مي كند او به عنوان همسر از ابتداي زندگي با ناملايمات و رنج و مشكلات در كنار شوهر مسير زندگي را با جبر و تلاش مي پيمايد و فرزندان خانواده را تربيت مي كند. زن بعنوان مدير خانه داراي اختياراتي بسيار در حوزة تصميم گيري در مسايل شخصي و خانوادگي است و تا حدي كه قوانين اجتماعي، سنتي به وي اجازه اين اختيار را بدهد پيش مي رود.(۲)

زنبورداري

شهرستان تالش سابقه ديرينه در پرورش زنبورعسل دارد. اين شهرستان به واسطه برخورداري از آب و هوا و شرايط مناسب و ميزان بارندگي مطلوب همواره پر از گونه هاي مختلف گياهي است كه فعاليت زنبورداري را آسان مي نمايد. بنابراين، استعداد خاص اقليم جغرافيايي منطقه از نظر پوشش و تنوع گياهي موجب شده تا توليد عسل در حد مطلوب باشد.

فرهنگ، آداب و رسوم و سنت مردم تالش به گونه اي است كه بين فعاليت زن و مرد در امور مختلف كشاورزي تفاوت خاصي وجود ندارد.

زنان روستايي همگام با همسرانشان در تمام طول سال به فعاليتهاي متعدد كشاورزي و دامپروري از جمله در زمينه پرورش زنبور عسل مشغول هستند؛ چرا كه زنان روستايي منطقه دوش به دوش مردان و در برخي موارد حتي به تنهايي در اموري از قبيل موم بافي، استحصال عسل، برداشت عسل، تغذيه مصنوعي و انتقال  كندوها فعاليت دارند تعداد پرورش دهندگان زنان روستايي استان گيلان بيش از ۲۵۰ نفر است به همين دليل، استان گيلان به عنوان محل اجرا پروژه زنبور عسل با همكاري سازمان ملل خواربار كشاورزي (فائو) FAO مورد توجه قرار گرفت و انتخاب شد.

اجراء پروژه زنبور عسل با همكاري فائو پروژه زنبورداري با همكاري فائو در سال ۷۹ با تلاش دختر امور زنان روستايي و عشايري وزارت جهاد سازندگي سابق و مديريت ترويج و مشاركت مردمي گيلان به اجرا آمد. اين پروژه شامل فعاليتهاي توليد عسل به منظور ايجاد درآمد براي قشر آسيب پذير جامعه روستايي مي شود.

هدف اصلي طرح فراهم نمودن امكانات مستقيم براي روستاييان زنبوردار به منظور توليد عسل و در نتيجه افزايش درآمد خانوار روستايي است. مخاطبان اين طرح، زنان روستايي هستند اين

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
جمعه 28 تیر 1398  12:05 ب.ظ

تحقیق ورشكستگي و اثرات آن

مقدمه:

اشخاص در طول زندگي خود ممكن است دچار مشكلات اقتصادي گردند، به‌طوري كه قادر به پرداخت ديوني كه برعهده دارند نباشند و دارايي آنها كفاف پرداخت بدهي آنها را ندهد، پيش آمدن اين حالت براي تجار بيشتر محتمل است، زيرا لازمة عمل آنها قبول مخاطرات اقتصادي است و آنها همچنانكه ممكن است سود ببرند احتمال دارد به عللي سرمايه خود را از دست برهند و ديون زيادي پيدا كنند و در اين صورت است كه مسأله ورشكستگي بروز مي‌كند، از آنجائيكه آثار ورشكستگي نه تنها شامل تاجر مي‌شود، بلكه اغلب وضعيت اقتصادي ديگران را نيز تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و به منافع جامعه ارتباط پيدا مي‌كند، دولتها به منظور حمايت از اشخاص ثالث علي‌الخصوص طلبكاران فعلي ورشكسته در مسأله بدهكاري و طلبكاري تجاري دخالت كرده و با وضع مقررات قانوني آنها را از مداخله در اموال خود ممنوع نموده و از شبكه اقتصادي كشور خارج سازند. عده‌اي از تجار و شركتهاي تجارتي با علم به‌اينكه در وضعيت توقف و ورشكستگي قرار داشته و قادر به تأديه ديون خود نيستند و يا بدون آگاهي از چنين وضعيتي اقدام به معاملاتي مي‌نمايند. بررسي آثار اعمال حقوقي آنها بسيار مهم مي‌باشد. بنده در اين تحقيق، ابتدا: تحت عنوان “كليات“ به تاريخچه ورشكستگي و تعريف آن مي‌پردازم. سپس اعمال حقوقي تاجر ورشكسته را در سه فصل با عناوين “اعمال حقوقي تاجر ورشكسته قبل از توقف“ ، “اعمال حقوقي تاجر ورشكسته در دوره توقف“ و “اعمال حقوقي تاجر ورشكسته بعد از صدور حكم ورشكستگي“ مورد رسيدگي قرار مي‌دهيم.

كليات

 

بخش اول: تاريخچة ورشكستگي

الف: تاريخچه ورشكستگي به طور كلي

از زماني كه معاملات بين مردم رايج شد، موضوع طلبكاري و بدهكاري نيز به‌وجود آمد. با پيدايش بدهكاري مواردي پيش مي‌آمد كه شخص قادر به تأديه ديون خود نباشد، لذا موضوع مفلس به وجود آمده است. درنتيجه بايد گفت از نظر تاريخي ورشكستگي به دورانهاي بسيار قديم بازمي‌گردد.

در حقوق رم نسبت به بدهكار تاجر و غير تاجر كه قادر به تأديه ديون خود نبود با شدت عمل رفتار مي‌شده است، به گونه‌اي كه طلبكار مي‌توانست شخص مديون را توقيف كند يا بفروشد يا بكشد و اگر چند طلبكار وجود داشت، ممكن بود كه هر يك به سهم خود اين حق را اجرا كرده، مفلس را بكشند و پاره پاره نمايند. در الواح دوازده‌گانه كه قديمي‌ترين قانون مدون (۴۵۱ قبل از ميلاد) مي‌باشد، چنين آمده است كه اگر بدهكار از پرداخت بدهي خودداري كند، بستانكار مي‌تواند با اطلاع حاكم او را تا دو ماه در خانه خود زنداني نمايد و اگر ترتيبي براي پرداخت بدهي داده نشود مي‌تواند او را بكشد يا به عنوان برده بفروشد.([۱]) در قرون متاخر حقوق رم داين فقط حق داشت مديون را در منزل خود حبس نمايد تا دين خود را ادا نموده يا اينكه مديون را مجبور به كسب و كار نموده تا از اين طريق دينش بطور كامل استيفاء شود.([۲]) از آنجائيكه نسبت به مفلس بدون تقصير حس رأفت و مهرباني تا حدودي جانشين سنگدلي و قساوت شد، قانوني در زمان سزاريا اگوست وضع شد و مقرر نمود كه اگر ورشكسته حساب خود را با تمام دارائي‌اش تسليم كند، از تعقيب شخص او صرفنظر مي‌شود و طلبكاران، فردي را معين مي‌كردند تا اموال مديون را جمع كرده و بين آنها به نسبت طلبشان تقسيم نمايد.

با ملاحظه موارد بالا در مي‌يابيم كه اولاً: اصل سلب مداخله ورشكسته در اموال خود و تشكيل هيئت بستانكاران و تقسيم مال بين آنها از زمانهاي قديم در رم ايجاد شده است و ثانياً: فرقي بين تاجر و غيرتاجر نبوده است.

در حقوق اسلام درست در زماني كه با ورشكسته به شدت برخورد مي‌شد، از بدرفتاري با مديون معسر نهي شده است. در اين سيستم حقوقي فرقي بين تاجر و غيرتاجر نيست. هركس كه بدهي‌اش بيش از دارائي‌اش باشد مفلس است و درصورت ثبوت مطلب نزد حاكم شرع و صدور حكم، مفلس ناميده مي‌شود و از دخالت در اموال خود ممنوع مي‌گردد. البته براي آنكه مفلس محجور شده و از تصرف در دارائي‌اش منع گردد، بايد شرايط چهارگانة ذيل محقق شود:

  • ديون مفلس نزد حاكم ثابت گردد.
  • دارائي او براي تأديه ديونش كافي نباشد.
  • ديون مفلس حال باشد.
  • طلبكاران يا بعضي از آنان درخواست حجر مفلس را بنمايند.([۳])

اصولي كه در دوره ترقي حقوق روم ايجاد شده است در حقوق اسلامي نيز كاملاً مشهود است، يعني اصل تعلق اموال به هيئت طلبكاران و تقسيم آن بين غرماء و ممنوع بودن مفلس از تصرف در اموال خود معمول گرديده است.

امروزه قوانين مربوط به ورشكستگي در بسياري از اصول در همه‌جا يكسان است ولي به حسب اوضاع و احوال كشورها و از نظر شدت عمل يا ارفاقي كه نسبت به شخص ورشكسته صورت مي‌گيرد تفاوتهايي موجود است.

ب- تاريخچة ورشكستگي در ايران

در ايران اولين قانون دربارة ورشكستگي در سالهاي ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ شمسي به تصويب رسيد. قبل از آن، قوانين فقه اسلامي در اين باره رعايت مي‌شد. در قانون اصول محاكمات قديم مصوبه ذيقعدة ۱۳۲۹ ه.ق افلاس به معناي شرعي مورد توجه قانونگذار بوده است و مقررات آن شامل همه افراد اعم از تاجر و غيرتاجر مي‌گرديد. البته قانونگذار بين مفلس عادي و مفلس متقلب و بي‌احتياط قائل به تفكيك شده و درحالت دوم او را با نام ورشكستة به تقصير مشمول مقررات جزائي دانسته است.

چنانچه در تنبيه ذيل مادة ۶۲۴ مقرر مي‌دارد: “مقصود از مفلس غير از ورشكسته به‌تقصير و ورشكستة بي‌احتياطي است كه مجازات آن در قانون مجازات معين شده است“.

در تاريخ ۲۵/۸/۱۳۱۰ قانوني به نام قانون اعسار و افلاس تصويب شد كه در مقابل پديدة افلاس سابق، كه در عين حال در فقه از آن به عنوان اعسار نيز ياد مي‌شد، پديدة جديدي تحت عنوان اعسار به وجود آمد. بموجب ماده يك اين قانون: “معسر كسي است كه به واسطة عدم دسترسي به اموال و دارائي خود موقتاً قادر به تأديه مخارج عدليه و يا محكوم به نباشد“ و به موجب مادة ۲ قانون مزبور “مفلس كسي است كه دارايي او براي پرداخت مخارج عدليه يا بدهي او كافي نيست“. از مقايسة اين دو ماده فهميده مي‌شود كه عدم قدرت معسر به تأديه مخارج عدليه يا محكوم‌به موقتي و به خاطر عدم دسترسي او به اموال و دارائي‌اش است. درصورتي كه نسبت به مفلس اولاً عدم قدرت موقتي نبوده و ثانياً دامنة آن اعم از مخارج عدليه و محكوم‌به است.

درباره نتيجه اعسار و افلاس بايد گفت: در مورد معسر نتيجة حكم دادگاهي كه رسيدگي مي‌نمايد اين است كه او را موقتاً از مخارج دادگستري يا از پرداخت دين معاف نمايد. ولي نتيجة افلاس آن است كه به موجب ماده ۲۵ مذكور در فوق، دارائي مفلس توسط مدير تصفيه‌اي كه دادگاه معين مي‌كند بين طلبكاران او تقسيم مي‌شود. قانون اعسار و افلاس مصوب ۲۵/۸/۱۳۱۰ به وسيله قانون اعسار مصوب ۲۰/۹/۱۳۱۳ نسخ شد و به موجب مادة ۳۹ قانون مزبور، تأسيس قضايي افلاس به كلي از اين تاريخ از قانون عرفي ايران حذف گرديد. از طرفي برابر ماده ۳۳ قانون مزبور ناظر به ماده ۷۰۷ آئين دادرسي مدني از بازرگان به استثناء كسبه جزء دادخواست اعسار پذيرفته نمي‌شود و بازرگان مدعي اعسار مكلف است برابر قانون تجارت دادخواست ورشكستگي بدهد. بدين ترتيب قانون اعصار صريحاً بين تاجري كه قادر به اداي ديون خود نباشد با شخص عادي كه به واسطة عدم كفايت دارايي يا عدم دسترسي به مال خود قادر به تأديه هزينه دادرسي يا ديون خود نيست قائل به تفكيك شده است.(۱)

همانطوري كه در ابتداي بحث گفته شد، اولين قانون مربوط به ورشكستگي در حقوق ايران در سالهاي ۱۳۰۳ و ۱۳۰۴ شمسي به تصويب رسيد. در اين قانون بين تاجر و غيرتاجر فرق گذاشته شد و مقررات آن با شرايطي خاص كه خارج از نفوذ قوانين شرع بوده و شباهت كاملي به قوانين اروپايي داشته تنظيم شده است. پس از قانون مزبور، قانون تجارت در ۶۰۰ ماده در ۱۳/۲/۱۳۱۱ به تصويب رسيد كه مواد ۴۱۲ تا ۵۷۵ به مبحث ورشكستگي اختصاص داده شده است. همچنين به منظور تسريع در امر ورشكستگي قانون ادارة امور تصفيه و امور ورشكستگي در ۲۴ تير ماه ۱۳۱۸ در ۶۰ ماده به تصويب رسيد.

بخش دوم: تعريف ورشكستگي و شرايط اساسي براي اعلام آن

الف: تعريف ورشكستگي

به موجب قانون ۴۱۲ قانون تجارت “ورشكستگي تاجر يا شركت تجارتي در نتيجه توقف از تأديه وجوهي كه بر عهدة او است حاصل مي‌شود…“ در حقوق انگليس شخصي را كه قادر به تأديه ديون خود نباشد معسر مي‌نامند و در صورتي ورشكسته تلقي مي‌شود كه حاكم ورشكسته عليه او صادر شده باشد. در نتيجه اعسار يك وضعيت مالي (Financial status) مي‌باشد ولي ورشكستگي يك وضعيت قضايي (legal status) است، يعني شخص از جهت قضايي ورشكسته نيست مگراينكه دادگاه او را ورشكسته اعلام نمايد([۴]). حكم ورشكستگي در صورتي صادر مي‌شود كه شخص مرتكب يكي از اعمال ورشكستگي (Act of Bankruptcy) گردد. اعمال ورشكستگي عبارتند از:

مديون به طور متقلبانه كلية اموال خود يا قسمتي از آنها را به ديگري منتقل نموده يا هبه نمايد. منظور از متقلبانه بودن انتقال اين است كه به قصد محروم ساختن طلبكاران از

([۱]) تابش حسينقلي ، حقوق تجارت ،‌چاپ پنجم ،‌انتشارات گنج دانش ، تهران ، ۱۳۶۸ ص ۲۹۱

([۲]) اعظمي زنگنه عبدالحميد ، حقوق تجارت ، چاپ چهارم ۱۳۵۳ ، ص ۳۱۹٫

([۳]) محقق حلي ، شرايع الاسلام ،‌مكتبة العلميه الاسلاميه ، تهران ، ۱۳۳۷ هـ.ق

(۱) عرفاني محمود ، حقوق تجارت ، ج ۳ ،‌چاپ اول ، دفتر مركزي جهاد دانشگاهي ،‌تهران ، ص ۳٫

([۴]) قائم مقام فراهاني محمد حسن ، حقوق تجارت (ورشكستگي و تصفيه ) ،‌دانشگاه تهران ، ۱۳۶۸، ص ۱۴٫

 

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

تحقیق بررسي و مقايسه رشد صنعت در كشورهاي گوناگون

مقدمه:

چرا بايد صنعتي شدن را مورد مطالعه قرار دهيم؟

صنعتي شدن محور توسعه است. شايد بتوان گفت كه از انقلاب صنعتي انگليس به بعد، صنعتي شدن عميقترين تغيير منحصر به فرد در بافت اقتصادي و اجتماعي جوامع بوده است. رژيمهاي اروپاي شرقي و اتحاد شوروي با عزمي راسخ در معرض اين فرايند قرار گرفتند. ژاپن با سرعيتي اعجاب انگيز و با پيامدهايي مهم برا اقتصاد جهاني، صنعتي شده است. بسياري از كشورهاي  در حال توسعه با سرعي بسيار در حال صنعتي شدن اند.

اينها رخدادهاي جدا افتاده نيستند. صنعتي شدن يك جامعه، پيامدهاي براي بسياري از جوامع ديگر دارد. ما فقط بايد به منشأ پوشاك، لوازم مصرفي باداوام، اجزاء قطعات اتومبيل نگاه كنيم، تا ماهيت پيچيده و پراكند ة توليد صنعتي را تشخيص دهيم. اين رشد صنعت در سراسر جهان ممكن است تصورات متضاد بسيار ايجاد كند:

رايس جنكينز[۱]

نگاهي گذار به گونگي توزيع صنايع جهان، بي درنگ شكاف بين جهان توسعه يافته و جهان سوم را آشكار مي سازد. كشورهاي سرمايه داري توسعه يافته جمعيت جهان، بوجود آورنده ۶۴ درصد از صنايع كارخانه اي جهانند و بيش از نيمي از نرژي جهان را مصرف مي كنند. جهان سوم، با زنزديك به  جمعيت جهان، فقط ۱۴ درصد از كالاهاي صنعتي جهان را توليد و تنها  انرژي جهان را مصرف مي كند.

(بانك جهاني[۲]، ۱۹۹۰؛ يونيوز[۳]، ۱۹۹۰)

برخي از نويسندگان، اين امر را به منزلة رابطه اي متقابلا سود بخش تلقي مي كردند. كه به موجب آن، كشورهاي مختلف در توليد آن كالاهايي كه در آن نستبا بهتر بودند، بكوشند.

  • v مصرف گرايي غرب
  • v نقش نيروي كار ارزان قيمت جهان سوم در توليد صادرات براي بازراهاي جهان اول
  • v شهرگرايي و رشد زاغه نشيني در بسياري از شهرهاي جهان سوم
  • v اشتغال همراه با شرايط بدكار
  • v بيكاري وبيكاري پنهان
  • v دسترسي نابرابر به تكنولوژي و دانش فن آوري
  • v آلودگي محيط زيست

اما هيچكس. با هر نظري در مورئ صنعتي شدن و اثرات جانبي آن، نخواهد گفت كه صنعت با مطالعات توسته غير مرتبط است. اين تحقيق به بررسي اهميت صنعتي شدن براي كشورهاي درحال توسعه امروز مي پردازد.

آيا توليد براي توسعه اهميت دارد؟

درست همانطور كه انقلاب انگليس و انقلابهاي بعدي ‘ براي اولين بار امكان پايان دادن به فقر و كمبودهاي مادي و  رنج و درد آنها انسان را فراهم كرد”

(كي چينگ[۴] ، ۱۹۸۲)، صنعتي شدن نيز اغلب مهترين وسيله توسعه جهان سوم تلقي شده است. اين نظر مورد بحثهاي بسيار داغي قرار گرفته است.

آيا صنعتي شدن لازم است؟

باورهاي بسيار قوي درموافقت و مخالفت با اي نظر كه صنعتي شدن پيش نياز توسعه اقتصادي است، وجود دارد. از يك طرف، صنعتي شدن در افزايش ظرفيتهاي توليدي و بهره وري نقش محوري دارد. اين فرايندها به طور كلي با رشد مقياس،  تخصصي گرايي و مكانيزه شدن مرتبط مي شوند. بعضي از كشورهاي جهان سوم، مثل برزيل و ساير كشورهاي تازه صنعتي شده شرق و جنوب شرقي آسيا، باطي چنين مسيرهاي صنعتي شده اند. با اين وصف ، بعضي از افراد استدلال مي كنند كه اين الگوي براي اكثلر كشورهاي جهانسوم قابل به كارگيري نيست و از آن نوع توسعه اقصادي كه تكنولوژي مقياس كوچك را در كشاورزي و صنعت، براي ايجاد اشتغال بيشتر مورد استفاده قرار مي دهد حمايت مي كنند.

 

معيارهاي براي ارزيابي صنعتي شدن:

ما براي بررسي اين كه آيا صنعتي شدن خوب است يا بد، به معيارهاي نياز داريم كه بتوانيم فرآيند و آثار صنعتي شدن ار ارزيابي مي كنيم.

چنين معيارهايي را چگونه انتخاب مي كنيم، براي مثال، انتخاب رشد اقتصادي به مثابه يك معيار، تصوير متفاوتي را ارائه مي دهد.و تا انتخاب، مثلا، تأثيرات زيست محيطي. اما هيچ يك از اين معيارها نه تصوير كاملي به ما ارائه مي دهند و نه يك ارزيابي تماما مثبت و تاما منفي. معيارهاي بسيار ديگري مانند ايجاد ثروت، توزيع ثروت، تاثيرات متفاوت بر زنان و مدران، بسط و گسترش قابليتهاي تكنولوژيك، ايجاد اشتغال و مهارتها، تغييرات فرهنگي و تأثيرات ايجاد شده در مردم شهر و روستا، هزينه ها مالي صنعتي شدن و ايجاد بدهيها نيز وجود دارند كه، اگر فقط بخواهيم چند تايي را مثال بزنيم،  مي توانيم مورد استفاده قرار  داد.

اين كه چگونه عيراها را انتخاب كنيم، تا حدودي بستگي به آن دارد كه چه چيزي را مي خواهيم دريابيم. براي مثال، اين كتاب نشان مي دهد كه اگر از ديدگاه مسائل مبتني بر جنسيت به صنعتي شدن نگاه كنيم، مسائل و سؤالاتي متفاوت از مسائل و سؤالات ناشي از معيارهاي مشخا اقتصادي مطرح  خواهد شد. انتخاب معيار به چارچوب نظري مورد استفاده بستگي دارد.برخي از نظريه ها مسائل و موضعات معيني را مورد تاكيد قرار مي دهند، در حالي كه نقش ديگر سائل و موضوعات را كم اهمتي تلقي مي كنند.

سود و زيان صنعتي شدن

به طور كلي، اين اعتقاد قوي وجود داشته كه توسعه امري آشفته، اما ضروري است؛ و نيز صنعتي شدن بخش دشواري اطز توسعه،ؤ اما برا تامين نيازهاي اساسي مردم لدزم است. اين اعتقاد  كه سالهاي بسيار رايج بوده است، مبتني براي اين فرض است كه جهان سوم بايد راه كشورهايغربي را دنبال  كند. اين امر به نوبه خود، به معناي صنعتي شدن به رغم همه جنبه هاي  منفي و ناخوشنايند آن بود. به عبارت ديگر،‌اثار جدنبي منفي وجود داشتند، اما اكنون در پرتو تجربيات صنعتيش دن در اواخر قرن بيستم، چه در كشورهاي توسعه يافته و چه در كشورهاي در خحال توسه، ترديد و مورد اين كه آيا اين آثار جانبي واقعا ناچيزند و يا بهاي بيش از حد سنگيني اند كه بايد پردخت شوند،‌اغاز شده است.از اين رو ، اين كتاب در عين اين كه صنعتي شدن را به مثابه يك فرايند بررسي مي كند، به كاوش در مورد پيامدهاي مثبت و منفي آن نيز مي پردازد.

آثار جانبي منفي كه صنعتي شدن ممكن است به همره داشته باشد، چيستند؟

  • v بيگانگي (يعني در هم شكستن روابط  و شبكه هاي اجتماعي) و ورود فزاينده معيارهاي بازرا در زندگي روزمره
  • v شهرنشيني سريع توام با فقر، مسكن نامناسب، تسهيلات زير بنايي در حال تلاشي، بهداشت نامناسب و درسترسي اندك به تعليم و تربيت
  • v زوال محيط زيست ا زطريق آلودگي صنعتي هوا و آبراهها.

در باره سود و زيان صنعتي شدن، هيج بحث كاملا روشني وجود ندارد. وزن نسبي اي سود و زيانها در طول زمان و از محلي به محل ديگر، تغيير مي كند. اما، هم اكنون افراد بسياري اين آثار جانبي را چنان نگران كننده مي دانند كه راه پذيرفته شده”توسعه از طريق صنعتي شدن” به شدت زير سوال رفت ه است.

 صنعتي شدن و توسعه

پش از اين گفتيم كه درك صنعتي شدن، مطالعه و بررسي نظريه را طلب مي كند. اين تحقيق صنعتي شدن را از طريق دو ديدگاه نظري كه در طول سه دهة گذشته بر مطالعات توسعه مسلط بوده اند به اخصار برسي مي كند:

  • v ساختار گرايي – كه با سياستهاي حمايت گرايانه براي به بار آوردن رشد صنعتي پيوندخورده است.
  • v نو = ليبراليزم – كه با سيساتهايي كه بيشتر ب طرف بازار جهت داده شده اند، پيوندخورده است.

اين دو نظريه كلان توسعه اقتصادي  را مي توان مستقيما به استراتژيهاي و يا الگوهاي صنعتي شدن ربط داد.

ساختار گراها در بحثهاي خود از مداخلة دولت در برنامه هاي صنعتي شدن دفاع مي كنند، خواه اين مداخله وضع مقررات مربوط به تعرفه تجارت باشد و خواه توليد مسقيم توسط شركتهاي دولتي.  از طرف ديگر، نو – ليبرالها استدلال مي كنندكه اگر بازرا را كترل نكنيم و به حال خود گذاريم اين بازار براي توسعه اقتصادي داور بسيار كاراتري خواهد بود.

ساختار گراها اهميت خود  – اتكايي بيشتر در كشورهاي در حال توسعه را در خورد استدلال قرار مي دهند، در حالي كه نو –ليبرالها بر  ادغام  در بازرا جهاني تاكيد مي كنند. خود اتكايي به سياستهي صنعتي شدن از طريق ايجاد صنايع جانشيني واردات، كه طي آن كالاهايي كه قبلا وارد مي شند، ديگر در داخل توليد خواهنند شد، منجر مي‌شود. ساختار گراها استدلال مي كنند كه فقط وقني كه توليدات داخلي، خداقل در مرحله اوليه يا مرحله “صنعت نوپا”[۵] ، در مقابل رقابت خارجي حمايت شود، اين هدف قابل دسترسي است. درمقابل اين عقيده، نظر ادغام در بازار جهاني به طور تلويحي بر صنعتي شدن بتني بر صادرات تاكيد مي كند.نو-ليبرالها استدلال مي كنند كه صادرات فقط وقتي مي تواند با قيمت هاي بازار جهاني رقابت كندكه توليدات از قيد اهرامهاي كنترل قيمتها مانند تعرفه هاي تجاري، رها شوند.

چنين تفسيرهاي رقيبي از توسعه،  در خلائي تاريخي قرار ندارند. نظريه ها رهنمودهاي سياستي آنها، هريك در زمانهاي متفاوتي پرنفوذ بوده اند. در اين جا دو نكته را بايد مورد تاكيد قرار داد:

  • برتري ريكرد نظري خاصي در در هر دوره زماني واحد اغلب پاسخي است به ، و يا پيشرفتي است نسبت به، نظرات برتري كه پيش از آن وجود داشته اند. براي مثال، برتري و تسلط تفكر نو – ليبرالي در دهة ۱۹۸۰، پاسخي به نفوذ ساختارگرايي در ۲۰ تا ۳۰ سال قبل از آن بود.

نفوذ يك نظرية اقتصادي خاص نمي تواند از‌آن دورة‌تاريخي كه رهنمودهاي سياستي آن نظريه در طي آن به كار برده شده‌اند، مجزار شود. حتي از دهة ۱۹۶۰ به بعد، اقتصاد جهاني از مراحل متعددي گذشته است. در دهه ۱۹۶۰، محصولات با نرخ بي سابقه ا

 

فهرست

مقدمه- چرابايد صفتي شدن رامورد مطالعه قراردهيم؟

فصل اول: صفتي شدن و توسعه……………

  • معيارهايي براي ارزيابي صفتي شدن…….
  • سودزمان صفتي شدن………………….
  • صنعتي شدن و توسه………………….
  • راههاي متعددي كه افتصاد بين الملل ارائه شده است
  • رشد صنعت و تجارت جهاني……………

فصل چهارم: توسعه صنعت با ديد صادرات ضرورت اقتصاد ملي است…………………………………..

توسعه صنعت بانكاه به روندهاي تجارت  جهاني

سياست هاي كلان اقتصادي در پيشبرد صنعت كارساز است.

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
پنجشنبه 27 تیر 1398  12:05 ب.ظ

تحقیق کامل در مورد رشد اقتصادي

يكي از تحولاتي كه از ابتداي شكل‌گيري علم اقتصاد مورد توجه اقتصاددانان بوده  است، مسئله رشد اقتصادي است. با مطرح شدن تئوري آدام اسميت و ساير كلاسيكها، مسئله سرمايه‌گذاري و تمركز سرمايه به عنوان اصلي‌ترين عامل رشد اقتصادي مورد توجه قرار گرفت و همواره سعي نظريه پردازان اقتصادي بر اين بوده است كه عامل مورد نياز براي سرمايه‌گذاري را فراهم كنند.

معمولاً سطوح پاييني سرمايه‌گذاري در كشورهاي در حال توسعه به عنوان عمده‌ترين دليل توسعه نيافتگي آنها ذكر مي‌گردد. ر اين اساس، اقتصاددانان براي تجهيز منابع سرمايه‌اي به دو روشي متوسط مي‌شوند: ۱- كمك گرفتن از سرمايه‌هاي خارجي ۲- هدايت وجوه سرمايه‌اي موجود به سمت فعاليتهاي صنعتي پربازده. بنابراين بايد موانع و مشكلات موجود بر سر راه منابع سرمايه‌اي را مرتفع كرد.

مفهوم رشد اقتصادي

بر طبق نظرات كيندلبرگر رشد اقتصادي به معني توليد بيشتر است. رشد اقتصادي نه تنها ممكن است شامل توليد بيشتر از طريق استفاده بيشتر از مواد اوليه باشد بلكه به مفهوم افزايش كارائي توليد و افزايش ميزان توليد به مقياس مواد اوليه مورد استفاده نيز هست. بنابراين رشد اقتصادي به افزايش كمي و مداوم در توليد يا در آمد سرانه كشور از طريق ارتباط با افزايش در نيروي كار، مصرف، سرمايه و حجم تجارت اطلاق مي‌شود.

تمركز سرمايه

يكي از عوامل در رشد اقتصادي تمركز و يا انباشت سرمايه‌ است. سرمايه به معني ذخيره عوامل فيزيكي قابل توليد مجدد در روند توليد است. هنگامي كه در طول زمان ذخاير سرمايه افزايش مي‌يابد اين روند تمركز سرمايه (تشكيل سرمايه) نام مي‌گيرد. جريان تمركز و تشكيل سرمايه متوالي زنجيره‌اي از سه مرحله تشكيل مي شود:

الف) وجود پس انداز واقعي و افزايش آن

ب) وجود موسسات اعتباري و مالي براي تشويق و تهييج پس اندازها و كاناليزه كردن اين منابع در فعاليتهاي اقتصادي مطلوب.

ج) استفاده از اين پس‌اندازها براي سرمايه‌گذاري در كالاهاي سرمايه‌اي. تمركز سرمايه يك عامل كليدي در روند رشد اقتصادي است. از يك سو تمركز سرمايه بر تقاضا اثر مي گذارد، و از سوي ديگر ايجاد كارائي توليد براي توليد آتي را خواهد كرد. به همين دليل تمركز سرمايه و شتابان كردن روند آن براي افزايش توليد ملي بنحوي كه بتواند با افزايش جمعيت مقالبه كند لازم است، سرمايه‌گذاري در كالهاي سرمايه‌اي نه تنها موجب افزايش توليد ملي مي‌شود بلكه امكان اشتغال را نيز افزايش مي دهد. از رف ديگر بدون تمركز سرمايه كافي امكان توسعه تكنولوژي نيز وجود نخواهد داشت. پيشرفتهاي تكنولوژيكي خود سبب افزايش تخصصها و توليد در مقياس انبوه مي شود. همين طور اين تمركز سرمايه است كه سبب استفاده هر چه بهتر و مطلوبتر از منابع طبيعي به منظور گسترش صنايع و بازارهاي داخلي كه پيشرفت اقتصاد ضروري هستند مي شود. بر اساس گفته‌هاي لوئيس نرخ تمركز سرمايه در كشورهاي در حال توسعه تنها ۵ درصد است كه مي بايستي لااقل به سطح ۱۲ الي ۱۸ درصد برسد. برآوردهاي كوزنتس نشان مي‌دهند كه در طول دوران رشد اقتصادي نوين سرمايه ناخالصي تشكيل شده. در كشورهاي توسعه يافته بين ۱۳-۱۱ درصد و بيشتر بود. در حاليكه سرمايه تشكيل شد.

خالص بين ۶ الي ۱۴-۱۲ درصد بود. كوزنتس همينطور مي‌نويسد: شاخصي سرمايه اضافي به توليد (I.C.O.R) نقش مهمي در رشد اقتصادي نويني ايفا نموده است. اين شاخص نمايانگر بهره‌وري سرمايه است. اين شاخص نمايانگر مقدار سرمايه مورد نياز براي توليد يك واحد اضافي توليد است. در كشورهاي در حال توسعه معمولاً مقدار اين شاخص زياد است. چون نرخ ظرفيتهاي به كار گرفته نشده در صنايع سرمايه‌بر به دليل فقدان و كمبود عوامل مكمل توليد زياد است. بنابراين به عقيده كوزنتس تلاش زيادي براي از بين بردن تنگناها بايستي صورت گيرد تا هر چه سريعتر مقدار اين شاخص تقليل يابد.

نهادة ‌توليد، عرضه مي‌شود همچنين، هر عاملي (مانند: افزايش نرخ‌هاي ماليات، بدتر شدن قوانين مالكيت، . . .  ) كه انگيزه‌ها و منافع حاصل از سرمايه‌گذاري را مي كاهد، نرخ رشد اقتصادي و پس انداز را نيز كاهش مي دهد.

به هر حال، نهاده‌هاي عمومي ايجاد شده توسط دولت و مخارج آن در آموزش و پژوهش، حمل و نقل و ارتباطات و  . . . ، بر بهره‌وري و توليد بنگاه‌هاي خصوصي و شركت‌هاي دولتي تأثير مي گذارد، نهاده‌هاي مذكور به عنوان كالاي غيررقيب استثناء ناپذير، توسط دولت توليد و عرضه شده و بخش خصوصي انگيزه اي جهت توليد آن ندرا. از اين رو، هر بخشي كه قادر باشد تا از نهاده‌هاي عمومي فوق‌الذكر بيشتر بهره‌مند گردد؛ از توليد و بهره‌مندي بيشتر برخوردار خواهد بود.

بازارهاي مالي و رشد اقتصادي

پايداري و تداوم رشد اقتصادي وابسته به جذب آثار رشد در اقتصاد و انعطاف پذيري نظام اقتصادي نسبت به شوك‌هاي داخلي و خارجي است. ساختار بازارهاي چهارگانه اقتصاد (پول ، سرمايه، كار و كالا) در ارتقاي سطح بهره‌وري و شتاب رشيد اقتصادي، موضوعي مهم به شمار مي رود: به طوري كه، اختلال در هر كدام از بازارهاي فوق‌الذكر و عدم كاركرد صحيح آنها در حالت ساختار نامطلوب اين بازارها، تخصيص بهينه منابع و تصحيح قيمت‌هاي نسب عوامل توليد و ايجاد فضايي رقابتي را دچار مشكل مي‌نمايد. مجموعه عوامل فوق‌الذكر، فرآيند رشد و توسعه اقتصادي را به تأخير مي انداز. در بين بازارهاي مزبور، نقش بازارهاي مالي، – شالم : بازار پول و سرمايه- در هر دوي مدل هي رشد برون‌زا و درون‌زا مورد توجه قرار گرفته و به نقش و تأثير مثبت آنها در رشد اقتصادي تأكيد شده است. در مدل‌هاي سنتي با بنيادگرايي سرمايه اي، توسعه بازارهاي مالي با تسهيل و تسريع تجهيز پس‌اندازها، نقش قابل ملاحظه‌اي در انباشت سرمايه دارد. در الگوهاي جديد توسعه بازارهاي مالي، بر نرخ پيشرفت فني تأثير مي گذارد و از اين طريق با تعيين درون‌زاي آن، رشد را شتاب مي بخشد. مطالعات متعددي كه درباره رابطه بين رشد بازارهاي مالي و رشد اقتصادي انجام يافته است: وجود رابطه‌اي مثبت و معني‌دار بين شاخص هاي توسعه بازار مالي و رشد GDP واقعي را تأييد مي نمايد. [۱]

شومپيتر توسعه ساختار بازار مالي را به عنوان جزء لاينفك شد اقتصادي مورد اشاره قرار مي‌دهد. جان هيكس توسعه بازار سرمايه را به عنوان علت اوليه انقلاب صنعتي در انگلستان مي داند. گلداسميت، مك كينون و شاو، كميت و كيفيت خدمات ارائه شده توسط نهادهاي مالي را در رشد و توسعه اقتصادي مورد توجه قرار مي‌دهد. پاتريك[۲] رابطه علي بين توسعه مالي و رشد اقتصادي را بررسي نموده و نتيجه مي‌گيرد كه جهت عليت با توجه به مراحل و درجه توسعه يافتگي تغيير مي‌يابد. در مراحل و درجات اوليه رشد، توسعه بازار مالي، علت رشد اقتصادي بوده است؛ ليكن در مراحل بالاتر رشد اقتصادي، تأثير آن بر رشد كمرنگ تر مي‌شود. كينگ ولوين (۱۹۹۳) نيز معتقدند كه كشورهاي با سيستم مالي پيشرفته، از تشكيل و تخصيص كاراتر سرمايه و در نتيجه نرخ‌هاي رشد بالاتري برخوردار مي‌باشند. همچنين، بنا بر مطالعه اين دو سطح اولية توسعه مالي مي تواند به عنوان شاخص پيش‌بيني كنندة‌ نرخ‌هاي آتي رشد اقتصادي باشد. مطالعه كينگ بيان مي دارند كه خدمات مالي عرضه شده توسط بازارهاي مالي باعث گسترش فعاليت‌هاي نوآوري و بهبود كارآيي مي‌شود.

براي نيل به يك تصريح مناسب از اثر رشد بازار دارايي‌ها مالي بر رشد اقتصادي، ابتدا تصريح خاصي از تابع توليد ارائه خواهد شد. اين تابع شامل: نيروي كار، سرمايه فيزيكي و در نهايت يك جزء اضافي به عنوان متغيري است كه نشان دهنده وضعيت توسعه مالي مي باشد.

مدل هاي رشد درون زا بر عواملي تأكيد دارند كه براي مسير رشد بلندمدت اقتصاد تعيين كنده هستند؛ بنابراين، تكنيك‌هاي همپارچگي[۳] كاملاً مفيد و قابل استفاده مي‌باشند.

تصريح و برآورد تابع بلند مدت توليد كل مي‌تواند تحت تأثير سه عامل قرار گيرد: رشد سرمايه، رشد نيروي كار و پيشرفت فني[۴] (شامل افزايش كارآيي). در مدل‌هاي رشد نئوكلاسيك سعي بر آن بوده است تا رشد بلندمدت را به آثار متغيرهاي تعيين كننده برون زا نسبت دهنده، كه از آن جمله همين متغير پيشرفت فني مي باشد. در مقابل، تئوري‌هاي رشد درون‌زا، رشد بلند مدت اقتصاد را فراتر از تغييرات متغيرهاي برون‌زا، نظير پيشرفت فني مي دانند. تفاوت مهم اين دو نظريه آن است كه آيا بازدهي به مقياس در هر يك از توابع توليد، ثابت است يا فزآينده بنابراين، به طور ضمني اين نكته مطرح مي شود كه تغييرات فزآينده اين متغيرها منجر به بازدهي غيركاهنده در توابع توليد خواهند شد. بنابراين، مدل‌هاي رشد درون‌زا بخش‌هايي از اقتصاد را مشخص مي كنند كه سبب اثرگذاري بر مسير رشد بلند مدت اقتصاد مي شوند.

مطالعات انجم شده در اقتصادهاي تازه صنعتي شده،[۵] نظير: مطالعه كيم و لاو[۶]، نشان مي‌دهند كه يك از مهم‌ترين منابع رشد اقتصادي در كشورهاي تازه صنعتي شده، انباشت سرمايه است.[۷] گفته مي شود كه در اين كشورها بيش از ۸۰ درصد نرخ رشد تحت تأثير عامل سرمايه و انباشت آن در اقتصاد بوده است. اين نتيجه برخلاف يافته‌هايي است كه در پنج كشور صنعتي شده به دست آمده است؛ چرا كه در آنها مهم‌ترين عامل رشد، همان پيشرفت فني ارزيابي شده‌است. در يك مطالعه تطبيقي ميان سنگاپور و هنگ كنگ كه يانگ[۸] انجام داده است، بار ديگر بر نقش انباشت سرمايه فيزيكي در اقتصاد سنگاپور و رشد آن تأكيد شده است.

در اينجا سوال اصلي كه بايد به آن پاسخ داده شود، آن است كه آيا رشد بازارهاي مالي و توسعه و گسترش آنها مي تواند به افزايش كارآيي سرمايه انباشت شده، بيانجامد و از سوي دير، سبب افزايش نرخ پس انداز و بنابراين، ازدياد نرخ سرمايه‌گذاري و در نهايت تراكم سرمايه گردد؟

توسعه مالي بايد از دو سو بر رسد اقتصادي اثر داشته باشد. از يك سو، سبب توسعه بازارهاي مالي داخلي مي شود كه مي‌تواند به افزايش كارآيي در سرمايه انباشته شده، منجر گردد و از سوي ديگر، سبب افزايش نرخ پس‌انداز و بنابراين، ازدياد نرخ سرمايه‌گذاري و در نهايت تراكم سرمايه مي شود. بديهي است كه اين امر ممكن است، هميشه رخ ندهد. براي مثل، اگر پس اندازه‌ها بتوانند جذب دارايي‌هاي خارجي و سرمايه‌‌گذاري‌هاي خارج از كشور شوند، اين حالت منتفي خواهد بود. در انگلستان، افزايش واسطه‌هاي مالي منجر به كاهش نرخ پس انداز داخلي در خلال دهه ۱۹۸۰ گرديد.

بنابراين مي‌توان گفت كه گسترش بازارهاي مالي مي‌تواند هم بر كارآيي سرمايه انباشت شده و هم بر حجم انباشت شدة آن مؤثر باشد. نكته بعدي كه بايد مورد توجه قرار گيرد، بحث مجراي اثر گذاري است. اين مسئله‌اي است كه مك كينون و شاو[۹] به  آن اشاره كرده‌اند در حالي كه اين نكته اولين بار توسط گلداسميت[۱۰] بيان شده بود. گلداسميت ارتباط مثبت ميان

[۱] – شومپيتر (Shumpeter, 1991) ، جان هيكس (John Hicks, 1969) ، گلداسميت (Gold Smith, 1969) ، مك كينون (Mckinnon, 1973) ، شاو (Shaw, 1973) ، كينگ و لوين (King & Levin 1993) ، و لوين و زروس (Levin & Zervos 1990) و . . .  با مطالعه موضوع رابطة بين رشد اقتصادي و رشد بازارهاي  مالي، رابطه مزبور را معني دار و مثبت نشان دادند.

[۲] – Patrik (1966).

[۳] – Cointegration Technoques.

[۴] – Technical Progress.

[۵] – NICS

[۶] – Kim and Lau (1993).

[۷] – Newly Industrializing Economies.

[۸] – Young (1992).

[۹] – Mackinon & Shaw (1973)

[۱۰] – Gold Smith (1969).

 

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

تحقیق کامل رضايت شغلي و آثار آن بر جامعه

-۱- مقدمه

از آنجا كه بيشتر عمر ما در محيط كار سپري مي شود و بسياري از روابط و مناسبات ما در طول ساعات كار شكل مي گيرد، مي توان از كار به عنوان بخش بسيار مهمي از زندگي ياد كرد. با توجه به اهميت ابعاد مختلف كار در زندگي انسانها ، مي توان گفت كه رضايت شغلي و تمايل به انجام كار نيز تأثير بسزايي در نحوه خشنودي انسانها از وضعيت زندگيشان دارد. از سوي ديگر، سلامت رواني انسانها نيز دز گرو همين رضايت شغلي است،چنانكه مي توان گفت انسانهايي كه دستخوش نارضايتي شغلي هستند، دچار استرسهاي شديدي در زندگي خانوادگي و اجتماعي مي شوند. بررسيهاي انجام گرفته، نشان مي دهد كه تقريباً در تمامي مشاغل استرس وجود دارد، اما ميزان و تأثير آن به لحاظ  نوع و ماهيت استرس و خصوصيات شخصي افراد، در مشاغل گوناگون، متفاوت است ( پاركز[۱]، ۱۹۹۲، ص ۵۷ )

از جمله مشخصات يك سازمان سالم، اين است كه سلامت جسمي و رواني كاركنان، به اندازه توليد و بهره وري مورد توجه قرار گيرد. در جامعه سالم،‌ مسئوليت سازمانهاي توليدي، منحصر به توليد هر چه بيشتر كالا و خدمات سود آور نيست و مديران سازمانهاي چنين جوامعي مي دانند كه توليد بيشتر، نتيجه و محصول مديريت اثر بخش است. مديريت اثر بخش نيز بدون توجه  و اعتقاد به سلامت رواني كاركنان حاصل نمي شود. در مورد اهميت توجه به بيماريهاي رواني در محيط كار، كافي است بگوييم كه هيچ پديده اي به اندازه سلامت رواني براي كارگر اهميت ندارد ( ساعتچي، ۱۳۷۵، ص ۹۱).

شيوع و گستردگي استرس در محيط كار، محققان را بر آن داشته است كه به تحليل گسترده اين موضوع در سازمان و تأثير آن بر عملكرد كاركنان بپردازند. عده اي  از صاحبنظران رفتار سازماني تا آنجا پيش رفته اند كه استرس را « بيماري شايع قرن» ناميده اند و معتقدند دامنه اين بيماري، به علت پيچيدگي روز افزون سازمانها، ابرازها و روشها، درصورت عدم برنامه ريزي صحيح افزايش خواهد يافت. اين تحقيق شامل پنج فصل كليات، پيشينه و ادبيات تحقيق، يافته و تجزيه و تحليل داده ها و نتيجه گيري و پيشنهادات است.

۲-۱- بيان مسئاله :

در زندگي همه افرادي كه در يكي از مشاغل مختلف جامعه فعاليت مي كنند، استرس وجود دارد و به اشكال مختلف به آنها فشار وارد مي كند. تحولات شغلي تغييرات سازماني، انتقالات، ترفيعات ، تغيير حقوق، دستمزدها، تنبيهات شغلي و همچنين دگرگونيهاي اجتماعي، از جمله مسائلي هستند كه به نحوي بر فرد تأثير مي گذارند و او را دچار آشفتگي، نگراني يا تشويق مي كنند. اين نگرانيها و تشويقها در مشاغل مختلف، متفاوت است. با وجود آنكه آمارهاي دقيق در مورد ميزان تنش ( استرس) به هنگام كار در مشاغل مختلف در دسترس نيست، ولي براساس تخمين و مطالعات انجام گرفته مي توان بر آوردهايي را در اين مورد ارائه داد. مثلاً‌ آكادمي پزشكان خانوادگي امريكا تخمين مي زند كه حدود  كساني كه در محل كارشان مورد بازديد و ارزيابي قرار گرفته اند، داراي نشانه هايي از تنش هستند. نتايج بررسيهاي انجام شده در كشور ما نيز، بيانگر اين است كه استرس، نقش عمده اي را در محيطهاي اداري و كارمندي، وقتي آشكار مي شود كه بدانيم گسترده عظيمي از نيروهاي فعال جامعه را اين قشر تشكيل مي دهد. به نظر مي رسد كه عوامل استرس زا در مشاغل اداري، با توجه به ماهيت و شكل كار، متفاوت است، به خصوص در آن دسته از مشاغل و محيطهاي اداري كه داراي روابط و مناسبات ارباب رجوعي است و كارمندان بيشتر در ارتباط و تعامل با مسائل و مشكلات مردم قرار دارند، اين تفاوت بيشتر به چشم مي آيد. تحقيق حاضر در مورد سازمان و تشكيلاتي (‌ اداره كل مالياتهاي غرب تهران)‌ انجام گرفته است كه بخش عمده اي از آن به لحاظ ماهيت و ويژگيهاي شغلي: داراي روابط و مناسبات ارباب رجوعي بسيار و نيز وجود عوامل استرس زا، تا چه اندازه موجب استرس كارمند گرديده و اين فشارها و استرسها تا چه اندازه رضايت شغلي وي را تحت تأثير قرار مي دهد تا با توجه به مطالبي كه پيش از اين مندرج گرديد، بدليل اهميت سلامت رواني و جسمي و رضايت شغلي كاركنان، و به منظور ارتقاي عملكرد و بهره وري سازمان، با بررسي اين نكته، سعي در به حداقل رساندن عوامل استرس زا و به تبع آن خود استرس و تنش در سازمان كنيم.

۳-۱ – هدف تحقيق:

بطور كلي، هدف اصلي اين تحقيق، ررسي تأثير استرس شغلي بر رضايت شغلي كارمندان اداره كل مالياتهاي غرب تهران است تا بتوان عوامل مؤثر بر استرس و رضايت شغلي كاركنان را شناسايي كرد.

 

۴-۱- ضرورت و اهميت تحقيق:

با در نظر گرفتن اهمين رضايت شغلي و سلامت جسمي و رواني، و نيز وجود منابع متعدد استرس، بويژه در مشاغل صنعتي، بررسي اثر استرس برسلامت روان و رضايت شغلي كاركنان، اهميت بسزايي دارد، چرا كه استرس زياد و شديد، اصولاً  سلامت افراد را به مخاطره انداخته و از خشنودي و رضايت آنان مي كاهد ( كورمن[۲]، ۱۹۹۹،ص۱۷۱).

نيجه تحقيقات متعدد، مؤيد اثر استرس بر سلامت جسمي و رواني افراد است. اختلالات قلبي- عروقي و بطور كلي بيماريهاي روان- تني نتيجه عامل استرس است. كوپر و ساترلند[۳]( ۱۹۸۷) دريافتند كه سلامت رواني كاركنان صنايع نفت امريكا در مقايسه با جمعيت عمومي ، نا مناسب تر بوده و سطح اضطراب اين افراد، به گونه معنا داري بالاتر بوده است. نتايج پژوهشها در اين زمينه، بيانگر تأثير منفي و غير انكار استرس بر سلامت جسمي و رواني افراد و نيز بر رضايت شغلي آنهاست. لوي[۴]( ۱۹۹۰) به نقل از سازمان بهداشت جهاني
( W.H.O [5]) اعلام كرده است كه  جمعيت كارمندي ازشغل خود راضي نيستند و ۹۰ درصد آنها ميگويند كه شغلشان درجهت اهداف زندگيشان نيست(جلالي،۱۳۸۰، ص۵۲ ).

گستردگي عظيم قشر كارمند در جامعه ما و نتايج آماري تحقيقات مختلف، كه نشانگر نارضايتي كارمندان از شغل خويش است، جملگي بيانگر اهميت و ضرورت تحقيقات بيشتر براي تشخيص اولويتهاي بهداشت رواني در محيط كار و عوامل مرتبط با آن است.

۵-۱- سؤالات تحقيق:

سوال اصلي تحقيق: « آيا استرس شغلي بر رضايت شغلي كاركنان تأثير دارد؟»

سوالات فرعي تحقيق:

۱- آيا ماهيت كاركنان بر رضايت شغلي آنها موثر است؟

۲- آيا نحوه ارتباط كارمندان با همكاران خود بر رضايت شغلي آنها موثر است؟

۳- آيا نحوه ارتباط كارمندان با رؤساي خود بر رضايت شغلي آنها مؤثر است؟

۶-۱- فرضيات تحقيق:

فرضيه اصلي: « استرس شغلي بر رضايت شغلي كارمندان مؤثر است.»

فرضيات فرعي:

۱- ماهيت كار كارمندان ، بر رضايت شغلي آنها مؤثر است.

۲- نحوه ارتباط كارمندان با همكاران خود بر رضايت آنها مؤثر است.

۳- نحوه ارتباط كارمندان با رؤساي  خود بر رضايت شغلي آنها مؤثر است.

۷-۱- متغيرهاي تحقيق:

متغير مستقل: استرس شغلي

متغير وابسته: رضايت شغلي

متغير هاي تعديل كننده: سن- جنسيت- وضعيت تأهل- سابقه كار- ميزان تحصيلات – نوع شغل.

 

۸-۱- واژگان تخصصي تحقيق:

استرس: استرس، به معناي فشار، واژه اي است كه از فيزيك به رعايت گرفته شده است. به عبارت بسيار كلي و ساده، استرس حالتي است در روان و تن كه ناشي از وارد شدن فشارهاي روحي يا جسمي به فرد است، بنابراين شايد فشار عصبي، معادل دقيقي براي استرس نباشند ( الواني ، ۱۳۷۹، ص ۲۸۷ ).

استرس شغلي: در واقع به استرس تجربه شده توسط يك فرد خاص، در يك موقعيت شغلي خاص، اطلاق مي شود( عليا، ۱۳۷۹، ص ۴۰ )

رضايت شغلي: مجموعه اي از احساسات سازگار و ناسازگار كه كاركنان با آن احساسات، به كار خود مي نگرند، مي باشد ( ديويسو نيوسترون[۶]، ۱۹۸۵،ص۴۲).

كادر تشخيص ماليات: از نظر نوع و ماهيت كار، بيشتر با ارباب رجوع سر و كار داشته و داراي تعامل و ارتباط زياد با مؤديان مالياتي است( عليا، ۱۳۷۹،ص۴).

كادر پشتيباني : شامل كارمندان قسمتهاي امور عمومي، حسابداري و اداري است و ماهيت و نوع شغل آنان به گونه اي است كه با مؤديان مالياتي، ارتباط كمتري دارند و بيشتر فعاليتهاي پشتيباني را انجام مي دهند و به عنوان نيروي ستادي در سازمان تلقي مي شوند( عليا، ۱۳۷۹،ص۴)

 

 

۹-۱- قلمرو تحقيق:

– قلمرو موضوعي: بررسي تأثير استرس شغلي بر رضايت شغلي كاركنان.

– قلمرو مكاني:  اداره كل مالياتهاي غرب تهران.

– قلمرو زماني: اين تحقيق در مقطع زماني سال ۸۳ انجام مي گردد.

۱۰-۱- محدوديتهاي تحقيق:

محدوديتهاي زير در پژوهش حاضر، قابل توجه است:

۱- با توجه به اينكه در موضوع مورد پژوهش، متغيرهاي بسياري مطرح است، به دليل امكان پذير نبودن بررسي همه آنها به طور همزمان ، تعداد محدودي از متغيرها مورد بررسي قرار مي گيرد. طبقاً اين مسأله ، نتايج حاصل از پژوهش را تحت تأثير قرار مي دهد.

۲- كم بودن حجم نمونه ( n=30 ) محدوديتهايي را در تعميم نتايج ، ايجاد خواهد كرد.

۳- از آنجا كه اين پژوهش از نوع مطالعه همبستگي است. بنابراين روشهاي تجربي دقيقتري مورد نياز است تا تأثير متغيرهاي مورد مطالعه در اين پژوهش بهتر مشخص شود.

۴- عدم توجه و دقت كافي در تكميل پرسشنامه، مي تواند نتايج را مخدوش كند.

۱-۲- پيشينه پژوهش:

۱-۱-۲- تاريخچه:

تحقيق در مورد اندازه گيري استرس وحوادث زندگي، به نيمه اول قرن بيستم بر مي گردد. از آن جمله است مفهومي كه كنن[۷] از نقش هيجانات قلبي در تغييرات بدني به دست داد و استفاده اي كه ماير[۸] ( ۱۹۵۱) از روش چارت زندگي[۹]  در تشخيص طبي داشت. مطالعات اوليه در زمينه نگرشهاي مربوط به كار، از پيش از جنگ جهاني اول شروع و به طور فعال در كشورهاي انگلستان و امريكا دنبال شد. در امريكا، احتمالاً  نافذ ترين پژوهشها در زمينه رضايت شغلي اثر خفچه[۱۰] بود. نتيجه اين مطالعات آن بود كه تأثير شرايط مادي كار ( مثل نور و دوره استراحت ) بر رضايت شغلي، به مراتب كمتر از اهميت دوستي غير رسمي و غير اداري گروهها ، توجهات مديريت به كاركنان و نيز شأن و منزلتي است كه به آنها به عنوان يك گروه آزمايش مي بخشد ( كمپ، ۱۳۷۰، ص۱۲۲).

۲-۱-۲- آشنايي با اداره كل مالياتهاي غرب تهران

اين پژوهش در اداره كل مالياتهاي غرب تهران، وابسته به وزارت امور اقتصادي و دارايي،انجام مي گيرد. اين اداره كل در سال ۱۳۴۶ هجري شمسي ( به همراه ۴ اداره كل ديگر يعني شرق،‌شمال، جنوب و مركز تهران) از اداره كل امور مالياتي تهران، منشعب شد و به فعاليت پرداخت. مجموعه اداره كل مذكور شامل ۲ بخش است:

۱- بخش امور مالياتي يا كادر تشخيص ماليات

۲- بخش امور عمومي يا پشتيباني.

كادر تشخيص داراي چهار رسته شغلي مميز كل، سر مميز، مميز و كمك مميز است كه از نظر نوع و ماهيت كار، بيشتر با ارباب رجوع سر وكارداشته و به عنوان نيروي صف در سازمان عمل مي كند. كادر پشتيباني شامل كارمندان قسمتهاي امور عمومي، حسابداري و اداري است و ماهيت و نوع شغل آنان بگونه اي  است كه بيشتر با ارباب رجوع سر و كار دارند و به عنوان نيروي ستادي در سازمان تلقي مي شوند. تعداد كل كاركنان اين اداره ۴۶۸ نفراست كه به تفكيك شغل، تعداد آنها به صورت زير است:

جدول ۱-۲- تفتيك كاركنان بر اساس نوع شغل.

كادر پشتيباني مميز كل سرمميز مميز كمك مميز شغل

تعداد

جمع كل ۶۴ ۲۰ ۵۲ ۲۲۰ ۱۱۲  
۶۴۸            

از نظر ميزان تحصيلات بايد گفت كه  ۱۳۲ نفر از كاركنان تحصيلات متوسطه و ديپلم،  ۳۰۸  نفر تحصيلات ليسانس و ۲۸  نفر تحصيلات فوق ليسانس و بالاتر دارند.

از نظر سابقه كار، فرواني كاركنان به شرح زير است:[۱۱]

جدول ۲-۲- تفتيك كاركنان بر اساس سابقه كار

سابقه كار ( سال) فرواني ( نفر)
۱۰ -۱ سال ۳۰۴
۲۰ -۱۱ سال ۱۱۶
۳۰-۲۱ سال ۴۸
جمع كل ۴۶۸ نفر

۳-۱-۲- تحقيقات انجام شده در ايران و جهان:

۱-۳-۱-۲- تحقيقات انجام شده در  ايران:

در پژوهشي كه درباره استرس و رضايت شغلي و سلامت رواني كاركنان يك مجتمع انجام شد، نتايج زير بدست آمد:

– بين استرس شغلي و رضايت شغلي كارگران، رابطه منفي و معني داري وجود دارد (۷۵% = r ).

– بيين استرس شغلي و سلامت رواني كارگران، رابطه مثبت و معني داري ديده مي شود(۷۱%=  r )

– بين رضايت شغلي و سلامت رواني كارگران، رابطه مثبت و معني داري وجود دارد (۷۱% = r )(  عطار، ۱۳۸۱، ص۹۷) .

در تحقيق ديگري كه به همت جلالي (۱۳۸۰)، در باره موضوع بررسي عوامل فشار زاي رواني – اجتماعي و رابطه آن با اختلالات روان تني كارمندان انجام گرفت، مشخص شد كه بين ميزان اثرگذاري استرس و فراواني اختلالات روان تني رابطه وجود دارد و اين رابطه، در مورد اختلالات گوارشي، قلبي و عروقي تأييد شد ( جلالي،۱۳۸۰، ص۷۳).

از جمله تحقيقاتي كه در زمينه هاي نزديك به پژوهش فوق درايران صورت گرفته است، مي توان به موضوع «بررسي و مقايسه استرس شغلي و رضايت شغلي در مديران مدارس ابتدايي و متوسطه مناطقي از شهر تهران» اشاره كرد كه مشخص شد اكثر مديران

( ۷۱درصد ) ، شغل خود را به عنوان مدير مدرسه زياد يا خيلي زياد استرس آور ارزيابي مي كنند و كمي بيش از اين تعداد (۵/۷۸ درصد) از شغل خود رضايت ندارند. به دنبال اين دو نتيجه و با مشاهده  همبستگي منفي بين استرس شغلي ، منابع ايجاد آن و رضايت شغلي، مشخص شد كه مديراني از شغل خود خشنود ترند كه استرس كمتري را از شغل خويش ، گزارش كرده اند (سلطاني راد، ۱۳۷۵،ص۱۱۱).

۲-۳-۱-۲-تحقيقات انجام شده در جهان:

رابطه استرس با رضايت شغلي، موضوع مطالعه اي بود كه گدارد[۱۲]در سال ۱۹۷۶ در زمينه تأثير استرس بر رضايت شغلي كاركنان سازمان مطالعات فضايي امريكا ( ناسا) انجام داد. دراين تحقيق، نشان داده شد كه عوامل كاهنده رضايت شغلي، موجب افزايش استرس كاركنان ناسا مي شود. همچنين آلفردسون[۱۳]و تئورل[۱۴]( ۱۹۸۳) مقياسهايي را درباره ويژگيهاي شغلي براي ۱۱۸ موقعيت شغلي درسطح كشور فراهم آوردند و بر اساس آن،به اين نتيجه رسيدند كه مرداني كه نيازهاي شغلي آنان زياد و كنترل ويا خود مختاري آنها كم است. احتمال ابتلاي آنان به سكته قلبي دو برابر بيشتر از مردان همسن خود( ۴۰تا ۵۴سال) است كه درمشاغل ديگر به كار اشتغال دارند ( ساعتچي،۱۳۷۶،ص۷۸).

اين احتمال وجود دارد كه فشارهاي رواني غير مرتبط با شغل، باعث تغيير نگرش و رفتار افراد درمحيط كارشان شود. اين مشكل در مورد افرادي كه از همسر خود جدا شده اند يا خانواده هايي كه درآن، زن وشوهر هر دو شاغل هستند بيشتر گزارش شده است( همان منبع).

[۱] -parkes

[۲] – kormann

[۳] -kooper  and  sutherland

[۴] – Levi

[۵] – Wirld  Hedth  Organization

[۶] -Davis  and Newstron

[۷] -Kanon

[۸] – Mayer

[۹] – Life chart

[۱۰] – khafche

[۱۱] – كليه اطلاعات فوق ، درباره سازمان مذكور،‌بواسطه مصاحبه با آقاي ذاكري، مدير منابع انساني سازمان حاصل گرديده است.

[۱۲] – Gedard

[۱۳] – Alfredson

[۱۴] – Theorell

تحقیق کامل رضايت شغلي و آثار آن بر جامعه

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

تحقیق خصوصي سازي و كاستي هاي سيستم مالي

مفاهيم و تعاريف:

انديشه اصلي در تفكر خصوصي سازي اين است كه فضاي رقابت و نظام حاكم بر بازار، بنگاهها و واحدهاي خصوصي را مجبور مي كند تا عملكرد كارآتري در بخش عمومي داشته باشند.

«بيس لي» و «ليتل چايلد» (Beesly and little child) در توصيف خصوصي سازي مي‌گويند: «خصوصي سازي وسيله اي براي بهبود عملكرد فعاليتهاي اقتصادي (صنايع) از طريق افزايش نقش نيروهاي بازار است، درصورتي كه حداقل ۵۰ درصد از سهام دولتي به بخش خصوصي واگذار شود».

«ولجانوسكي» (Veliganovski) خصوصي سازي را به معناي انجام فعاليتهاي اقتصادي توسط بخش خصوصي يا انتقال مالكيت داراييها به بخش خصوصي مي داند.

«بس» (Bos) خصوصي سازي را نشانه تعالي تفكر سرمايه داري و اعتماد به كارآيي بازار در مقابل اطمينان نداشتن به كارآيي بخش عمومي بيان مي كند.

به طور كلي خصوصي سازي حركتي در جهت سپردن تعيين اولويتها به مكانيزم بازار است و از همين روست كه عبارت «بازار گراكردن» شايد جامع ترين تعريفي باشد كه از خصوصي سازي شده است. از اين ديدگاه پديده و مفهوم خصوصي سازي نه فقط به معناي تغيير مالكيت، بلكه به اين معني است كه تا چه حد عمليات يك بنگاه اقتصادي در قالب نظم نيروهاي بازار آورده شده است.

اهداف خصوصي سازي

خصوصي سازي ابزاري براي  نيل به اهداف مختلف در كشورهاي با سيستم اقتصادي متفاوت است. در كشورهاي اروپاي شرقي خصوصي سازي با هدف تغيير نظام از يك اقتصاد متمركز و دستوري به يك اقتصاد آزاد مورد عمل قرار مي گيرد. در اين كشورها خصوصي سازي نيازمند تحولات گسترده اي در ابعاد حقوقي و سياسي است.

در كشورهاي جهان سوم خصوصي سازي يك واكنش نسبت به گسترش حوزه فعاليتهاي دولت و اقداسي براي ايجاد شتاب در فرآيند توسعه اقتصادي است.

به طور كلي مهمترين اهداف خصوصي سازي را مي توان چنين برشمرد:

كاهش اندازه (حوزه فعاليت) بخش دولتي

افزايش كارآيي

كاهش كسر بودجه و بدهيهاي ملي

تعديل مقررات (مقررات زدايي)

افزايش رقابت

گسترش بازار سرمايه

براساس قانون برنامه اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به غير از صنايع مادر، هدف از واگذاري فعاليت هاي بخش دولتي به بخش خصوصي عبارت است از:

۱- ارتقاي كارآيي فعاليتها

۲- كاهش تصدي دولت در فعاليتهاي اقتصادي، خدماتي و غير ضروري

۳- ايجاد تعادل اقتصادي

۴- استفاده بهينه از ظرفيتهاي اقتصادي و امكانات كشور

روشهاي خصوصي سازي

مرسوم ترين روشهاي واگذاري  فعاليتهاي اقتصادي به بخش خصوصي شامل موارد زير است:

– عرضه سهام به عموم

– عرضه غير عمومي

– فروش داراييهاي واحد دولتي

– تفكيك واحد مشمول واگذاري به واحدهاي كوچكتر

– افزايش سرمايه شركت دولتي توسط بخش خصوصي

– فروش واحد دولتي به مديران يا كاركنان واحد

– عقد قراردادهاي واگذاري مديريت يا اجاره داراييها

در ايران نيز ضمن آنكه تا كنون بعضي از روشهاي ياد شده استفاده شد (عرضه به عموم، فروش به مديران و كاركنان، فروش به گروههاي خاص مانند ايثارگران و…)، روشهاي اجراي واگذاري سهام شركتهاي دولتي موضوع تبصره ۳۵ قانون بودجه سال ۱۳۷۸ در كميته اجرايي تبصره مذكور به صورت زير اعلام شد.

– فروش به عموم از طريق بورس اوراق بهادار تهران

– مزايده

– فروش اقساطي

شناسايي متغيرهاي تحقيق

در شناسايي راههاي اجراي خصوصي سازي موانع عمده اي وجود دارد كه به عنوان اصلي ترين زمينه هاي عدم اجراي دقيق خصوصي سازي به شمار مي روند و خود داراي زير مجموعه اي متشكل از موانع جزء هستند. اين موانع براي سهولت در دو گروه موانع مربوط به شركتهاي مورد واگذاري تحت عنوان موانع درون سازماني و موانع مربوط به وضعيت كلان اقتصادي تحت عنوان موانع برون سازماني تقسيم بندي مي شود.

۱- ثبات و تعادل كلان اقتصادي:

سياست تثبيت اقتصادي عمدتاً كنترل هزينه ها و بودجه مالي دولت و يا به طور كلي كنترل تقاضاي كل در جامعه را مشخص مي كند. هنگاميكه ريشه اصلي عدم تعادل، هزينه ها و بالاخص نحوه تامين هزينه هاي دولتي فشار تورمي را تشديد مي‌كند، كنترل هزينه هاي دولت و كسري بودجه در سرلوحه برنامه تثبيت اقتصادي قرار مي گيرد.

اگر تقاضاي كل در جامعه راه استقراض خارجي (عدم تعادل خارجي) كه تداومي نيز نمي‌تواند داشته باشد، تامين مالي شده باشد، تقاضاي كل يعني كل مصرف و سرمايه‌گذاري خصوصي و مخارج دولتي بايد تحت كنترل قرار بگيرد و هدف برنامه تثبيت اقتصادي باشد. بنابراين ملاحظه مي شود كه در هر دو حالت، مقوله تثبيت اقتصادي مربوط به محدوديت بودجه است. هدف از برنامه تثبيت اقتصادي، كنترل تقاضاي كل، كاهش فشارهاي تورمي و در كنار آن به تعادل رساندن تراز پرداختنها يا ايجاد تعادل خارجي كشور است.

منظور از سياستهاي آزاد سازي، برچيدن انواع كنترلها و سياستهاي مداخله گرايانه (در بازار كالاها و خدمات) است كه منجر به انحراف قيمتها از هزينه فرصت واقعي كالاها يا منابع توليدي مي شود و در نتيجه تخصيص منابع جامعه را مختل مي كند. لذا سياستهاي آزادسازي در پي تصحيح ساختار قيمتهاي نسبي و به كارگرفتن قيمت به منظور تخصيص منابع جامعه و از بين بردن اختلافها است.

تجربه هاي سه دهه گذشته كشورهاي جهان سوم تقريباً تمام تحليلگران را متقاعد كرده است كه سيستم كنترلهاي مستقيم كه موجب عقيم كردن نيروهاي بازار مي‌شود، اگر نگوييم نامرئي، ولي اهرمي غير كارا براي نيل به هر هدفي است.

ريشه اصلي برقراري كنترلها را بايد در رفتار بخش دولتي جستجو كرد. هزينه هاي دولت و به خصوص نحوه تامين اين هزينه ها هاي دولت و به خصوص نحوه تامين اين هزينه ها اولين گام در جهت به هم ريختن تعادل كلان اقتصادي كشور است. چنين رفتاري از جانب بخش دولتي علل متعددي دارد:

گاه برنامه هاي سرمايه گذاري، گاه هدفهاي توسعه و يا سرعت بخشيدن به فراگرد صنعتي شدن موجب چنين اختلالي است.

  ·هدف از خصوصي سازي عبارت است از: ارتقاي كارآيي فعاليتها، كاهش تصدي دولت، ايجاد تعادل اقتصادي و استفاده بهينه از ظرفيتهاي اقتصادي و امكانات كشور.

البته انگيزه هاي دولت نيز ممكن است باعث كنترل بازار خاصي و يا بخش خاصي از اقتصاد كشور باشد. به عنوان مثال، پايين نگه داشتن نرخ بهره- پايين تر از نرخي كه تعادل عرضه و تقاضاي آن در بازار تعيين مي شود- به دليل تشويق سرمايه گذاريها در بخشهاي كليدي اقتصاد، گرچه ممكن است به علت نيل به هدف موجهي طرح ريزي شده باشد، ولي موجب ايجاد اختلالهايي در سيستم اقتصادي كشور مي شود.

دليل اين كه سياستهاي آزادسازي نمي تواند بدون سياستهاي تثبيت اقتصادي موفق باشد، آن است كه در غياب سياستهاي تثبيت اقتصادي، نه تنها نرخ تورم رشد مي كند، بلكه دستخوش نوسان بسيار زياد نيز مي شود. همين دليل عدم اطمينان موجب رشد انتظارات تورمي خواهد بود كه بازتاب گسترده اي بر نرخ بهره واقعي و نرخ ارز خواهد داشت. عدم اطمينان در خصوص اين دو، به خصوص نرخ ارز هرگونه تلاش براي آزادسازي بازارهاي مالي و فعاليتهاي تجارت خارجي را با مشكل مواجه مي كند.

۲- شفاف نبودن مقررات و سياستهاي دولتي در زمينه هاي مالياتي، تجاري،
ارزي و….:

سرمايه گذاري اصولاً تابعي از تصور و يا انتظارات عمومي در رابطه با حركتهاي آتي دولت در خصوص حقوق مالكيت، سياستهاي مالياتي، سياستهاي تجاري، سياستهاي مربوط به كنترل قيمتها، سياستهاي ارزي وبالاخره فضاي كلي اقتصاد كشور است. در شرايطي كه هر كدام از اين سياستها براي سرمايه گذاري مبهم و به علت شرايط متناقض و نامنسجم فعاليت هاي اقتصادي با آينده نامشخص همراه باشد، بازار سرمايه در افق محدود فعال شده و در چنين شرايطي حتي دسترسي موسسات مالي به پس اندازهاي مردم نيز محدود بوده و در مقابل، فرار سرمايه رونق خواهد داشت.

۳- وجود بازار تقريباً انحصاري يا انحصاري چند جانبه يا رقابت ناقص در بازار كالا و خدمات:

مهمترين ويژگي بازار رقابتي، وجود عرضه كنندگان و تقاضا كنندگان بي شمار است. در چنين بازاري منابع كشور به سمت فعاليتهاي مطلوب هدايت مي شود كه اين امر موجب مصرف بهينه اين منابع و واكنش عرضه در راستاي خواست مصرف كننده- كه در نهايت موجب كاهش قيمتها در سطحي كه به هزينه هاي توليد نزديك است- مي‌شود.

ساختار بسياري از بازارهاي كشورهاي جهان سوم از جمله كشور ما، بازاري غير رقابتي يا به طور دقيقتر انحصار چند جانبه است. وجود بازارهاي غير رقابتي يا انحصاري چند جانبه دليلي براي اختلالها و عدم تخصيص بهينه منابع جامعه است. گرچه هدف خصوصي كردن بنگاهها به حداقل رساندن عدم كارآيي ناشي از مديريت دولتي بنگاهها است، ليكن منافع حاصله از خصوصي كردن ممكن است به دليل ايجاد يك انحصار براي توليد كننده خصوصي، از بين برود.

تحقیق خصوصي سازي و كاستي هاي سيستم مالي

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

پايان نامه بررسي عوامل موثر بر رضايت شغلي كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزي

چكيده تحقيق

چكيده بررسي حاضر تحت عنوان « بررسي عوامل مؤثر در انگيزش شغلي كارشناسان سازمان برنامه و بودجه كشور بر اساس نظرية سلسله مراتبي نيازهاي مازلو، در سال ۷۷-۱۳۷۶» به شرح زير است:

در مباحث مربوط به مديريت، بحثهاي مديريت نيروي انساني و انگيزش كاركنان جايگاه ويژه اي  دارند. مديريت در كنار ساير كاركردهاي خود ضمت بكارگيري روشهاي براي جذب مناسب ترين افراد براي مناسب ترين كارها، بخشي از كاركرد خود را مصروف نگهداري نيروي جذب شده به سازمان و فعال نگاه داشتن آنها مي كند كه اين امر بدون شناخت از انگيزه ها و علايق افراد سازمان ميسر نخواهد بود. چون با باز شناخت علايق و انگيزه ها و همچنين عواملي كه باعث نارضايتي كاركنان مي شود بهتر مي توان كاركنان را به تلاش بيشتر درجهت تحقق اهداف سازمان ترغيب و تشويق نمود و بدينوسيله به كار آيي و ثمر بخشي  آنان افزود. لذا در مورد كارشناسان سازمان برنامه و بودجه كشور كه از عمده ترين عوامل تصميم گير براي تحقق اهداف سازمان برنامه و بودجه كشور مي باشند نيز موارد فوق صدق مي كند.

در اين بررسي روش تحقيق توصيفي است كه از فراواني و در صد استفاده شده است، و براي تجزيه و تحليل داده ها در آمار استنباطي از روش مجذورخي (X2  )  بهره گرفته شده است. جامعة آماري اين پوشش عبارتست از : « كليه كارشناسان رسمي كه در سازمان برنامه و بودجه كشور واقع در شهر تهران، ميدان بهارستان مشغول به كار بوده و مجموعاً تعدادشان ۶۵۰ نفر مي باشد. همچنين حجم نمونه مورد بررسي پس از محاسبه ، ۸۰ نفر در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گيري در پژوهش حاضر پرسشنامه اي است كه بر اساس پرسشنامة نگرش سنجي ليكرت تهيه و تنظيم شده و از ۳۰ سئوال تشكيل شده است.

اعتبار يا پاياني پرسشنامه از روش محاسبه ضريب آلفاي كرونباخ مورد نسجش قرار گرفت كه ميزان آن عبارتست از : ۸۰/۰=a =r11 ، كه با توجه به ضريب بدست آمده مي توان پيش بيني گروهي و حتي انفرادي دقيقي نمود.

پس از تجزيه و تحليل استنباطي داده ها، نتايج زير بدست آمد:

فرضيه اول در سطح ۰۱/۰=a خطا تأييد شد و نتيجه شد كه :‌ بين ميزان تأمين نيازهاي فيزيو لوژيكي با انگيزش  شغلي نمونه مورد پژوهش رابطه معني داري وجود دارد.

فرضيه سوم در سطح ۰۱/۰= a خطا تأييد شد و نتيجه گرفته شد كه : ميزان استقرار ارشديت در سازمان با انگيزش شغلي نمونه مورد پژوهش رابطة معني داري وجود دارد.

فرضية چهارم، با قبول ۰۱/۰= a خطا تأييد گرديد و نتيجه شد كه: بين ميزان تأمين مزاياي جانبي غير رسمي ( شامل بيمه از كار افتادگي و بيمه بيكاري، بيمه درماني و…) نمونه مورد پژوهش با انگيزش شغلي آنان رابطة معني داري وجود دارد.

پس از آزمون فرضيه پنجم، اين فرضيه در سطح ۰۱/۰= a خطا تأييد شد و نتيجه گرفته شد كه: بين ميزان مشاركت كارشناسان مورد پژوهش در كارهاي گروهي داخل و خارج از سازمان با انگيزش شغلي آنان رابطة معني داري وجود دارد.

فرضيه ششم با قبول ۰۱/۰= a خطا تآييد شد و نتيجه گرفته شد كه : ميزان پذيرش اجتماعي نمونه مورد پژوهش در داخل و خارج از سازمان با انگيزش شغلي آنان رابطة معني داري وجود دارد.

فرضيه هفتم در سطح ۰۱/۰= a خطا تأييد شد و نتيجه گرفته شد كه : بين ميزان آزادي و ابتكار عمل نمونه مورد پژوهش در انجام فعاليهاي سازماني با انگيزش شغلي آنها رابطة معني داري وجود دارد.

فصل اول

مقدمه پژوهش

 

طرح مسأله

سئوالات تحقيق

اهميت موضوع  تحقيق

فرضيه هاي تحقيق

تعاريف عملياتي

 

مقدمه:

براي هر مديري در سازمان آگاهي از مسئله انگيزش كاركنان ، كه در واقع پي جويي  علت و سبب حركت و رفتارهاي اعضا و افراد سازمان است ضرورت نام دارد. كنكاش ور انگيزش پاسخ چراهاي رفتار آدمي است. چرا انسان در سازمان كار مي كند چرا بعضي افراد بسيار فعال و برخي كم كارند علت علاقه به شغل و بي علاقگي به كار چيست؟

اين سئوالات وم بسياري ديگر هفه با موضوع انگيزش در ارتباط هستند و پاسخ به آنها در انگيزش و انگيزه هاي كاركنان خلاصه مي شود. از اين رو مديران با احاطه به نحوه انگيزش كاركنان و انگيزه هاي آنان مي توانند در تحقيق اهداف سازمان به كمك كاركنان به سهولت گام برداشته و در انجام ساير وظايف خود نيز موفق باشند.

از اين رو جلب رضايت كاركنان و علاقه مند كردن بيشتر آنها به شغل  مورد تصدي و در نتيجه بر آورده شدن اهداف سازماني از اهميت خاصي برخوردار است اگر علل و يا عدم رضايت آنها نسبت به كارشان مشخص گردد، به منظور بهبود و ارتقاء شرايط كار و نيز جلب رضايت بيشتر آنها مي توان تلاشهاي اساسي تري مبذول داشت چرا كه وقتي انسان از شغل خود احساس خشنودي نمايد ناخود آگاه مسئوليت خويش را با دقت بيشتري به انجام رسانده و از آن خوشحال خواهد شد

بررسي و شناخت انگيزش و ايجاد آن در كاركنان در قلب هر سازماني جاي دارد و هر سازماني موفقيتش در گروي ايجاد انگيزه در كاركنان از طريق مدير و رهبر آن مي باشد.

حال با توجه به اهميت انگيزش شغلي در بالا بردن اثر بخشي سازمان برنامه و بودجه كشور، محقق سعي دارد تحقيقي را تحت عنوان « بررسي عوامل موثر در انگيزش شغلي كارشناسان سازمان برنامه و بودجه كشور به مبناي سلسله مراتب نيازهاي مازلو» انجام دهد. اين تحقيق تلاشي است براي جواب دادن به سئوال فوق به اميد آنكه نتايج اين تحقيق در نهايت موجب رشد و اثر بخشي سازمان برنامه و بودجه كشور گردد

بيان مسأله

بحث و بررسي در خصوص ارضاي نيازها و عوامل ديگري و اثر بخشي بيشتر كاركنان و ايجاد محيطي صيفي و پر جاذبه براي آنان در محيط هاي سازماني توجه هر فرد دلسوز به آينده اين مرز و بوم را به خود معطوف مي آورد. چرا كه با تلاش و همفكري كليه آمار و سازمانهاي جامعه است كه مي توان به طور طبيعي اميدوار بود از طريق اعمال يك مديريت صحيح و علمي كشور واقعاً در جهت توسعه و پيشرفت قدمهاي اساسي بردارد. از آنجا كه محقق خود چندي است در سازمان برنامه و بودجه كشور به عنوان كارشناس تحقيقات مشغول به كار مي باشد و بارها شاهد تغيير و حيات كارشناسان اين سازمان بوده است لذا همواره اين سئوال برايش مطرح بوده و هست كه چرا و چگونه در پاره اي موارد از طريق ايجاد انگيزيش و ارضاي نيازهاي منطقي و معقول كارشناسان در دلبستگي به كار و بالا بردن روحيه آنها تأثير مثبت حاصل شده و با بالعكس در اثر كم توجهي و  ضعف مديريت،تا چه حد در روحيه و انگيزه افراد اثر سوء گذاشته است چرا برخي افراد در سازمان با وجود امكانات و مزاياي يكسان فعال و داراي انگيزه و برخي ديگر، تمامي مشكلات ماندگار مي شوند؟ در چه صورتي افراد حداكثر توان خود را  در كار به عمل مي آورند؟چگونه مي تون روحيه شغلي آنان را افزايش داد؟ و چرا و چراهاي ديگر موجب شده است كه محقق در اني خصوص گام برداشته تا عوامل موثر و اسايي در انگيزش كارشناسان سازمن برنامه و بودجه را مورد بررسي قرار دهد و از اين رهگذر بتواند در جهت ارتقا و اثر بخشي عملكرد كارشناسان در راستاي اهداف سازمان رهنمودها و راهكارهايي هر چند ناچيز ارائه دهد.

« سئوالات تحقيق»

با توجه به اهميت ارضاي نيازهاي كارشناسان سازمان برنامه و بودجه كشور بر اساس سلسله مراتب نيازهاي فاز در انگيزش شغلي آنان و در نهايت اثر بخشي و بهره وري اين سازمان با توجه به نقش حساس و ويژه آن در توسعه اقتصادي كشور، تحقيق حاضر بر آن است تا براي سئوالات زير پاسخي پيدا كند

۱- آيا بين تأمين نيازهاي فيزيولوژيكي كارشناسان سازمان برنامه و بودجه كشور با انگيزش شغلي آنان رابطه اي وجود دارد؟

۲- آيا بين تأمين نيازهاي ايمني كارشناسان سازمان برنامه و بودجه كشور به انگيزششغلي آنان رابطه اي وجود دارد؟

پايان نامه بررسي عوامل موثر بر رضايت شغلي كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزي

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

تحقیق کامل اقتصاد بين الملل و تبعات آن بر اقتصاد داخلي

مقدمه:

هنگامي كه از شبكه اقتصاد ملي مي‌گذريم و وارد روابط اقتصادي بين‌الملل، روابط مبادلاتي اقتصادهاي پولي مي‌شويم امر «صرف» مطرح مي‌شود، امر تبديل پول ملي به پولهاي خارجي و يا پولهاي خارجي به پول ملي و كليه مسائل ناشي از آن، تراز پرداختها و روشهاي تعديل عدم تعادل آن و ….

اين امور نه تنها در بحث نظري از اقتصاد بين‌الملل اهميت بسيار دارد بلكه زمامداران اقتصادي و سياسي مملكت را اشتغال خاطري بزرگ است:

اين كه ارزش خارجي پول خود را چگونه حفظ كنند؟ با چه تدبيري محصولات خود را در بازارهاي خارجي به فروش رسانند؟ با چه وسايلي مواداوليه، كالاهاي مصرفي و سرمايه‌اي موردنياز را از بازارهاي جهاني تأمين سازند و از چه طريق، سطح قيمتها را در حد مطلوب نگاهدارند و با چه ابزاري درآمدها را در جهت موردنظر سوق دهند و….

به همين منظور مجموعه‌ي مقرراتي مي‌گذارند تا هدفهاي آنان را تأمين كند. اين مقررات كه قسمت اعظم آن تحت عنوان مقررات ارزي و بعضاً ذيل عناوين مقررات بازرگاني، پولي، اقتصادي و… وضع و به مورد اجرا گذارده مي‌شود مورد بحث اين نوشته كوتاه است نه آنچه كه در همة دنيا مي‌گذرد، بلكه تنها در ايران !

دراين نوشته كوتاه، مسيري كه اين مقررات درايران طي كرده و تحولي كه گذارنده، نمايانده مي‌شود و درعين حال سعي مي‌شود طرحي از محيط اقتصادي، سياسي كه در آن، زمامداران و انديشمندان كشور تصميم گرفتند به دست داده شود و سيرتحول نرخ ارز درايران از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۶ ارائه شده است.

 

تثبيت نرخ ارز

استقرار سيستم يك نرخي در سال ۱۳۳۴

اساس سياست ارزي دولت در سال ۱۳۳۴ چنانچه در سهميه وارداتي سال مذكور منعكس است اجراي توصيه صندوق بين المللي پول در مورد استقرار سيستم يك نرخي و نيز جلوگيري از ترقي قيمتها بود النهايه درسهميه سال مذكور قابليت انتقال گواهينامه ارز صادرات طبقه دوم از ميان برداشته شد لكن اين تصميم درعمل به اشكال بازخورد بالنتيجه ،‌در دوم ارديبهشت تصويب نامه مي‌گذشت مشعر به اينكه جهت ورود كالاهاي طبقه دو سهميه ۱۳۳۳ از ارز حاصل از صادرات طبقه دوم ۱۳۳۳ استفاده شود و نيز مقررات سال مذكور در مورد گواهينامه ارز صادراتي كماكان در سال ۱۳۳۴ حاكم باشد.

همچنين به منظور تثبيت قيمتها و جلوگيري از ترقي آن در ۱۱ مرداد ۱۳۳۴ براي تمام كالاها نرخ خريد ارز در ۷۵ ريال و نرخ فروش آن در ۵/۷۶ ريال تثبيت شد و سپرده به ۸۰ ريال تقليل بافت.

درآمد ارزي كشور در سال ۱۳۳۵ نيز همچنان روبه فزوني بود به علاوه در اين سال اعتبارات متعددي از منابع صندوق بين المللي پول (۰۰۰/۵۰۰/۱۷ دلار) اعتبارات صادراتي انگليسي (۰۰۰/۱۰۰/۴ ليره ) بانك بين المللي ترميم و توسعه (۰۰۰/۰۰۰/۱۰ دلار) كمكهاي بلاعوض آمريكا (۰۰۰/۵۰۰/۴۵ دلار) دراختيار ايران قرار گرفت و دولت براي مبارزه با تورمي كه بروز آن متصور بودسياست «در باز» را در پيش گرفت و چون براي اجراي برنامه‌ها ظرفيت نبود عليهذا واردات انواع كالاهاي مصرفي تشويق شد وسهميه‌اي كه در آغاز سال تنظيم شده بود در حين اجرا متوقف شد و واردات حدود ۵۰% از آن بيشتر گشت.

در سال ۱۳۳۶ نيز سياست بازرگاني و اندي كشور همانند سالهاي گذشته اتفاق افتاد حتي در اين سال بعضي از كالاهاي غيرمجاز سال پيش با پرداخت سود بازرگاني مجاز گشت و واردات همچنان رشد خود را دنبال كرد.

نرخ رسمي ارز نيز كه بر اساس قانون ۲۸ آبان ۱۳۳۱ و تصويب نامه ۶ بهمن ۱۳۲۸ بر مبناي ۱ دلار =۲۵/۳۲ ريال بود به نرخ ۱دلار =۷۵/۷۵ ريال تغيير يافت و بدين ترتيب نرخ قانوني ارز با نرخ اقتصادي آن مساوي گشت.

 

انحلال كميسيون ارز واگذاري معاملات ارزي به بانك ملي ايران در

اسفند ۱۳۳۶

در ۲۴ اسفند ۱۳۳۶ قانوني به تصويب رسيد كه به موجب آن كميسيون ارز منحل شد.كليه قوانين ارزي سابق ملغي و هر نوع خريد و فروش و واگذاري ارز به عهده بانك ملي محول گشت و نيز بانك فقط موازنه ارزي كشور و نظارت در اجراي قانون را بر عهده گرفت و همچنين تنها بانكهايي مجاز به معاملات ارزي گشتند كه مقررات قانون بانكداري آنان را مجاز مي‌شناخت به علاوه صادركنندگان به ازاء صدور كالا مكلف به سپردن پيمان نامه ارزي شدند ولي داشتن ارز غيرصادراتي در داخل كشور و نقل وانتقال آن آزاد اعلام شد جز در مورد انتقال آن به خارج كه تحصيل موافقت بانك ملي الزامي گشت. در ۳۰ فروردين ۱۳۳۶ آيين نامه اجراي قانون واگذاري معاملات ارزي به بانك ملي تهيه و به اجرا گذارده شد.

مهدي سميعي رئيس موقت بانك مركزي طي سخنراني خود در كنفرانس بازرگاني اصفهان (خرداد ۱۳۴۵) در اين بابت چنين داوري مي‌كند:

تجربيات تلخي كه در سالهاي ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹ در مورد زياده روي در واردات و استفاده بيهوده از اعتبارات فروشندگان خارجي بدست آورده ايم به ما نشان دادكه تا چه حد ضرورت دارد سياست اقتصادي با مقرسرات ارزي كشور وفق يابد.

 

برنامه‌هاي تثبيت اقتصادي تحول مباني سياست ارزي كشوراهاله وظايف بانكي به بانك مركزي در ۱۳۳۹

اتخاذ سياست تورمي از لحاظ توسعه اعتبارات واختيار سياست بي‌توجه به ميزان تمايل نسبي به واردات و يا هدايت تركيب آن اشكالات گوناگون به بار آورد چنانچه ترقي شاخص هزينه زندگي درسال ۳۸ به ۱۳% بالغ شد.

افزايش توسعه ميزان اعتبارات خصوصي در اين سال به ۴/۳۲% رسيد ونيز براي رفع عدم تعادل تراز پرداختها به اقلام جبراني توسل شد.

سال ۱۳۳۹ نيز با همين مشخصات آغاز شد لكن يك سلسله پديده‌هاي حادث در اين سال موجبات تجديد اين جريانات را فراهم آورد :

۱)اقدامات سازماني

تصويب قانون بانكي و پولي كشور در ۷ قرارداد ۱۳۳۹ مبناي تشكيل بانك مركزي شد و حفظ موازنه ارزي كشور و مبادرت به كليه معاملات مربوط به طلا و ارز را در شمار وظايف آن اعلام داشت و نيز تنظيم آيين نامه اجرايي قانون ارز و مقررات مربوط به معاملات ارزي را بر عهده شوراي پول و اعتبار گذاشت لكن اجراي اين مقررات را كه بانك مركزي نيز قادر به پيشنهاد آن بود موكول به تصويب هيات زيران داشت و بدين ترتيب بانك مركزي و شوراي پول و اعتبار و هيأت دولت به جاي بانك ملي ايران بصورت مقامات تصميم‌گيرنده و كنترل‌كننده و اجراكننده در زمينه امور ارزي كشور در آمدند. وجود قوانين انحصار تجارت خارجي و تشويق صادرات نيز يك سلسله اختيارات به وزارت اقتصاد ملي مي‌داد.

۲)اقدامات بنيادي

برنامه تثبيت اقتصادي كه به منظور سروسامان دادن به وضع ناسالم پولي و  اعتباري در شهريور ماه ۱۳۳۹ به تصويب رسيد اساس توسل به يك سلسله تدابير تازه شد.

تحقیق کامل اقتصاد بين الملل و تبعات آن بر اقتصاد داخلي

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   

مقاله دستورالعمل اجرائي عقد مشاركت مدني

دستورالعمل اجرائي مشاركت مدني

ماده ۱- مشاركت مدني عبارتست از درآميختن سهم الشركه نقدي و يا غيرنقدي متعلق به اشخاص حقوقي و يا حقيقي متعدد، بنحو مشاع، بمنظور انتفاع، طبق قرارداد.

ماده ۲- مشاركت مدني توسط صندوق بمنظور ايجاد تسهيلات لازم براي فعاليتهاي توليدي، كشاورزي، بازرگاني و خدماتي صورت خواهد گرفت.

تبصره: موضوع مشاركت بايد مشخص باشد.

ماده ۳- شركت مشاركت مدني در صورتي تشكيل و تحقق خواهد يافت كه شركاء طبق قرارداد سهم الشركه نقدي خود را به حساب مخصوص كه در صندوق و يا نزديك بانك عامل آن براي شركت افتتاح مي گردد واريز نمايند و در صورتيكه تمام يا قسمتي از سهم الشركه غير نقدي باشد طبق مقررات مشاركت مدني اين سهم‌الشركه به مدير يا مديران شركت تحويل گردد.

تبصره: پرداخت سهم‌الشركه شركاء در مشاركت مدني مي تواند طبق قرارداد همزمان و يا به دفعات صورت گيرد.

ماده ۴- مشاركت مدني پس از تحقق موضوع مشاركت تسويه و مرتفع مي‌شود.

ماده ۵- صندوق مكلف است قبل از مبادرت به انعقاد قرارداد مشاركت مدني عمليات موضوع مشاركت را بررسي و اطمينان حاصل نمايد كه اصل مال‌الشركه و سود مورد انتظار ناشي از مشاركت مدني در طول مدت قرارداد قابل برگشت و مشاركت قابل تسويه باشد.

ماده ۶- صندوق مكلف است در قرارداد مشاركت مدني تصريح نمايد كه مدير يا مديران شركتهاي مدني كه طبق اين مقررات تشكيل مي شوند، بيش از مال‌الشركه واريز شده به حساب و يا تحويل شده به مدير يا مديران شركت مجاز به انجام معامله و قبول تعهدات مالي نمي باشند.

ماده ۷- صندوق مكلف است در قرارداد مشاركت مدني نحوه تسويه مشاركت را قيد نمايد.

ماده ۸- حداقل سود مورد انتظار در مورد معامله و يا معاملات موضوع شركتهاي مدني كه طبق اين مقررات تشكيل مي شود توسط مجمع صندوق حمايت از فرصتهاي شغلي تعيين خواهد شد.

ماده ۹- حداقل و يا حداكثر نسبت سهم سود صندوق در عمليات مشاركت مدني توسط مجمع صندوق تعيين خواهد شد.

ماده ۱۰- صندوق در صورتي مجاز به مشاركت مدني مي باشد كه موضوع اين قبيل مشاركتها حداكثر ظرف مدت يكسال خاتمه پذيرفته و ظرف همين مدت قابل تسويه باشد.

تبصره۱: در موارديكه مشاركت مدني براي امور طرحهاي توليدي (صنعتي، معدني، كشاورزي، احداث ساختمان) و همچنين براي امور طرحهاي جديد خدماتي صورت مي‌پذيرد حداكثر مدت ۳ سال تعيين مي گردد.

تبصره ۲: صندوق مجاز به مشاركت مدني در امر احداث مسكن انفرادي و تعاونيهاي مسكن نبوده و مشاركت آن در مجتمع سازي نيز منوط به تسويه كامل در پايان مشاركت مي باشد.

تبصره ۳: فروش اقساطي سهم‌الشركه صندوق در شركتهاي مدني موضوع تبصره ۱ در زمان خاتمه قرارداد مجاز مي باشد.

تبصره ۴: حداكثر مدت مشاركت (يكسال)، طبق نظر صندوق حداكثر تا شش ماه قابل تمديد مي باشد.

ماده ۱۱- اداره امور شركت مدني طبق قرارداد برعهده صندوق و يا شركاي ديگر خواهد بود.

ماده ۱۲- حداكثر مشاركت صندوق در هر شركت مدني معادل ۸۰% كل سرمايه هر شركت مدني تعيين مي گردد.

ماده ۱۳- صندوق موظف است برحسن اجراي قراردادهاي منعقده موضوع مشاركت مدني تا خاتمه موضوع شركت و تسويه حساب نظارت لازم و كافي بعمل‌آورد.

تبصره: عمليات مالي ناشي از معاملات موضوع مشاركت در صندوق حمايت از فرصتهاي شغلي و يا بانك عامل صندوق متمركز خواهد شد.

ماده ۱۴- صندوق مي تواند جهت حصول اطمينان از حسن اجراي قرارداد مشاركت مدني خود، از طرف مقابل در قرارداد تامين كافي اخذ نمايد.

ماده ۱۵- صندوق ترتيبي اتخاذ خواهد نمود تا عنداللزوم اموال مشاركت مدني در طول مدت مشاركت بيمه شود.

 

اين دستورالعمل مشتمل بر ۱۵ ماده و ۷ تبصره در تاريخ     به تصويب مجمع عمومي صندوق رسيده و از تاريخ ابلاغ قابل اجرا مي باشد.

 

ويژگيهاي مشاركت مدني

۱- عقد مشاركت مدني ماهيتاً جايز است مگر آن كه ضمن عقد لازمي اختيار فسخ از طرفين سلب شده باشد.

۲- مشاركت مدني با امتزاج سرمايه شركاء (صندوق و شريك) اعم از نقدي و غيرنقدي تحقق خواهد يافت.

۳- در آميختن سهم‌الشركه نقدي طرفين (صندوق و شريك) بنحو مشاع بصورت همزمان از مختصات مشاركت مدني مي باشد.

۴- مشاركت مدني به قصد انتفاع و كسب درآمد انجام مي پذيرد.

۵- مشاركت مدني در صورتي تحقق خواهد يافت كه شركاء طبق قرارداد سهم‌الشركه نقدي خود را به حساب مخصوصي (حساب مشترك مشاركت مدني) كه بدين منظور افتتاح مي گردد واريز نمايند و چنانچه تمام يا قسمتي از سهم‌الشركه غير نقدي باشد حسب توافق طرفين ارزيابي و ارزش آن در شركت منظور گردد.

تبصره ۱- واريز سهم‌الشركه شركاء (صندوق و شريك) طبق قرارداد مي تواند دفعتاً واحده يا بسته به مورد به دفعات به نسبت توافق شده (درصد سهم صندوق و سهم شريك) صورت پذيرد.

تبصره ۲- پرداخت از حساب مشترك مشاركت مدني جهت انجام امور مشاركت مي تواند دفعتاً واحده يا به دفعات صورت پذيرد.

تبصره ۳- واگذاري تدريجي سهم‌الشركه صندوق بصورت اقساطي و يا واريز نقدي ماحصل مشاركت دفعتاً واحده يا به دفعات مجاز مي باشد.

۶- در مشاركت مدني نحوه تسويه مشاركت مي بايست بشرح زير مشخص گردد:

الف- در صورت مجاز بودن واگذاري نسيه سهم‌الشركه صندوق، قرارداد مشاركت منعقده بايد مبين اين امر باشد.

ب- در صورت عدم تمايل صندوق به فروش اقساطي سهم‌الشركه خود طبق قرارداد منعقده، لازم است شريك نسبت به تسويه كامل مشاركت مدني طبق قرارداد از محل منابع مالي خود اقدام نمايد.

ج- در مشاركت مدني بازرگاني در صورت عدم فروش تمام يا قسمتي از كالاي مورد مشاركت شريك مكلف است باقيمانده كالاي مورد مشاركت را طبق قرارداد از محل منابع مالي خود به قيمت توافق شده خريداري نمايد.

۷- حداكثر مدت مشاركت مدني يكسال تعيين مي گردد كه طبق نظر صندوق تا ۶ ماه قابل تمديد مي باشد.

تبصره: در مشاركت مدني براي امور طرحهاي صنعتي، معدني، كشاورزي، احداث مسكن و ساختمان و همچنين براي امور طرحهاي جديد خدماتي حداكثر مدت ۳ سال تعيين مي‌گردد.

۸- فروش اقساطي سهم‌الشركه صندوق در مشاركتهاي مدني صنعتي، معدني، كشاورزي

مقاله دستورالعمل اجرائي عقد مشاركت مدني

لطفا از لینک زیر دانلود کنید دانلود 

فایل

Powered by WPeMatico


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :5  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
آخرین پست ها

کار با اینترنت دانلود منیجر به همراه آموزش نکته ها و قابلیت ها..........سه شنبه 9 اردیبهشت 1399

تحلیل جایگاه اپل از نگاه شرکت اُمدیا..........سه شنبه 13 اسفند 1398

مشخصات گوشی های سامسونگ گلکسی S10 لایت و گلکسی نوت 10 لایت..........پنجشنبه 24 بهمن 1398

معرفی شهر زیبای بانه..........پنجشنبه 17 بهمن 1398

تفریح و سرگرمی؛ هر مناسبت یک پیامک..........سه شنبه 17 دی 1398

پاورپوینت بازار کار اشتغال و بيکاري..........پنجشنبه 10 مرداد 1398

مقاله ويژگي هاي معلم خوب..........پنجشنبه 10 مرداد 1398

مقاله مديريت كلاس و انضباط محيط كلاس..........پنجشنبه 10 مرداد 1398

مقاله راهكارهايي براي ارتقا منرلت معلمان..........چهارشنبه 9 مرداد 1398

مقاله خصوصیات یک معلم..........چهارشنبه 9 مرداد 1398

مقاله راهبردهاي پيشگيرانه انظباطی در كلاس..........چهارشنبه 9 مرداد 1398

مقاله محاسن و معایب شغل معلمی..........چهارشنبه 9 مرداد 1398

مقاله ویژه ارتقاء رتبه شغلی عالی معلمین..........چهارشنبه 9 مرداد 1398

مفهوم استعاره،نظریه و تئوری های سازمانی..........سه شنبه 8 مرداد 1398

مراحل تولید سیمان و بتن ضد آب..........سه شنبه 8 مرداد 1398

همه پستها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic